بازی god of war

۱۰ لحظه‌ی برتر در مجموعه‌ی  God of War

یکی از خشن‌ترین و محبوب‌ترین مجموعه‌های انحصاری سونی God of War نام دارد. این مجموعه توانسته است با گیمپلی ای سرگرم کننده و لحظاتی حماسی، طرفداران را در دنیای اساطیر یونان غرق کند. در این مقاله قصد داریم نگاهی به 10 لحظه‌ی برتر این مجموعه بیندازیم پس در ادامه‌ی مطلب با سایت نوین اسپات همراه باشید.

اگر دوست دارید با اساطیر یونان آشنا شوید مطمئناً بدترین راه برای این کار تجربه‌ی God of War است. اما اگر دوست دارید در نقش یک مرد خشن دیوانه کل اساطیر یونان را نابود کنید، باید تمام نسخه‌های این مجموعه را تجربه کنید. قبل از ریبوت این مجموعه در سال 2018 که کل حال و هوای بازی را عوض کرد و بازیکنان را با اساطیر اسکاندیناوی آشنا کرد، شما باید در نقش «کریتوس»، برای انتقام از خدایان و تلافی تمام نارفیقی‌های آن‌ها در حق شما کرده‌اند، سفری حماسی و پرتنش را طی می‌کردید تا در نهایت پدر خود را به قتل برسانید. البته در این مسیر تمام کسانی که بر سر راهتان قرار می‌گرفتند را نیز باید می‌کشتید و در نهایت تقریباً کل المپوس را نابود کردید و تمام خدایان، تایتان ها و حتی خودتان را نیز کشتید. البته این موضوع به هیچ وجه موضوع بدی نیست و کشتن دقیقاً همان چیزی است که طرفداران این مجموعه از آن طرفداری می‌کنند اما شاید دقیقا همین کشتن‌های افراطی بود که توسعه دهندگان را مجبور کرد از اساطیر یونان فاصله بگیرند و به فضا و حال و هوای جدیدی روی بیاورند چرا که دیگر در یونان چیزی برای کشتن وجود نداشت.

حتی توسعه دهندگان با ساخت یک نسخه‌ی فرعی سعی کردند شخصیت‌های جدیدی را برای کشتن در اختیار بازیکنان قرار دهند. در این نسخه که Ascension نام داشت بازیکنان با کریتوسی نرم‌تر و مهربان‌تر آشنا شدند اما همین کریتوس مهربان هم در پایان بازی تمام شخصیت‌ها را کشت. در سکانس نهایی بازی تنها یک شخصیت باقی مانده بود که به نظر می‌رسید دوست کریتوس باشد اما متاسفانه کریتوس باید از قانون نا نوشته‌ی “همه را بکش” پیروی می‌کرد و این شخصیت هم متاسفانه به دست او به قتل رسید. حتی خود کریتوس هم در نسخه‌ی ریبوت از اعمالی که در 6 نسخه‌ی قبلی بازی انجام داده بود پشیمان بود. او تقریباً کل یونان را با خاک یکسان کرد.

اما از شوخی که بگذریم باید قبول کنیم که God of War مملو از صحنه‌های حماسی و حیرت انگیزی است که شما را پای بازی میخکوب می‌کنند و تا ابد در ذهنتان باقی می‌مانند. حتی در نسخه‌ی Ascension که با نامهربانی منتقدان مواجه شد نیز برخی از بهترین باس فایت های این مجموعه را می‌توان مشاهده کرد و به طور کلی این بازی در بخش تک نفره به همان اندازه‌ی نسخه‌های قبلی جذاب و هیجان انگیز بود. از پای در آوردن دشمنانی که اندازه‌شان 1000 برابر اندازه‌ی کریتوس است و خدایانی که در نسخه‌ی اول بازی به شما قدرت‌های خاصی (مثل جادو) می‌دادند تا بتوانید دشمنان معمولی را از پای در بیاورید و حتی تبدیل شدن به یکی از خدایان یونان (برای مدتی کوتاه)، مطمئناً باعث می‌شود در دنیای حماسی بازی غرق شوید. در ادامه قصد داریم به 10 لحظه از سری بازی‌های God of War بپردازیم که در ذهن طرفداران حک شده‌اند.

کور کردن پوسایدن در God of War 3

لحظات آغازین God of War 3 دقیقاً بعد از پایان نسخه‌ی قبلی شروع می‌شود. کریتوس به همراه خیل عظیمی از تایتان ها در حال بالا رفتن از کوه المپوس هستند تا با خدایان روبرو شوند و آن‌ها را از پای در بیاورند. در رأس خدایان «زئوس» قرار دارد که به کریتوس خیانت کرده است و حال کریتوس با خشمی غیر قابل کنترل قصد ریختن خون او را کرده است اما متاسفانه این خشم غیر قابل کنترل بر سر خدای دریاها یعنی «پوسایدن» بیچاره خالی می‌شود. پوسایدن در نسخه‌ی اول بازی یکی از پرکاربردترین جادوها را به کریتوس هدیه کرده بود که استفاده از آن برای از پای در آوردن گروه‌های بزرگی از دشمنان ضعیف، بسیار لذت بخش و راضی کننده بود و حتی شاید نمی‌شد در آخرین درجه‌ی سختی بازی بدون استفاده از این جادو بازی را به پایان رساند.

اگر هنوز هم به میزان قدرت پوسایدن شک دارید و فکر می‌کنید از پای در آوردن چنین خدایی برای کریتوس مانند آب خوردن است، باید ببینید که او با رفتن به داخل دریا، چه موجودات قدرتمندی را می‌تواند از آب بسازد! پوسایدن خود را در داخل کالبدی که به نظر می‌رسد از آب تشکیل شده است مخفی می‌کند و چند موجود اسب مانند دیگر نیز می‌سازد که به راحتی می‌توانند تایتان ها را از پای در بیاورند. اما با کمک «گایا» بالاخره کریتوس موفق می‌شود پوسایدن را از کالبدش بیرون بکشد و یک کتک حسابی به او بزند. این صحنه‌ی خشن را می‌توانید از دیدگاه خود پوسایدن نگاه کنید. خدای دریاها در این صحنه تبدیل به پسر بچه‌ی بی دفاعی شده است که به طرزی وحشیانه از کریتوس کتک می‌خورد. او عاجزانه به دنبال فرار از دست کریتوس است و در نهایت بازیکن باید با فشردن دو دکمه‌ی L3 و R3 انگشتان کریتوس را در چشمان پوسایدن فرو کند و از بعد این همه شکنجه دادن این خدای بیچاره، او را بکشد و به داخل دریا بیندازد. این صحنه به خوبی نشان داد که در نسخه‌ی سوم کریتوس چقدر خشن‌تر و دیوانه‌تر شده است.

 

دیدار با گایا در God of War II

داستان کریتوس در نسخه‌های اول و دوم توسط صدایی بسیار خاص و دلنشین روایت می‌شد. بازیکن تا قبل از دیدار با گایا نمی‌دانست که این صدا در واقع صدای یکی از شخصیت‌های اصلی است که از قضا راوی داستان هم است. البته در نسخه‌ی سوم کریتوس این شخصیت را هم به قتل می‌رساند یعنی او حتی به راوی داستان هم رحم نمی‌کند! (در یکی از ایستر اگ های بازی کریتوس حتی کارگردان بازی را هم به قتل می‌رساند!) اما قبل از این که در نسخه‌ی سوم از گایا کینه به دل بگیرید و برای انتقام، این شخصیت تپل سنگی را از بالای کوهی به پایین پرتاب کنید، صدای گایا در دو نسخه‌ی قبلی آرامش بخش روانتان بود. بعد از این که زئوس به کریتوس خیانت می‌کند و شمشیر المپوس را تا دسته در بدن او فرو می‌کند، کریتوس در حال مرگ است که ناگهان راوی داستان با صدای عجیب و غریبش که شبیه صدای پیرزن‌ها است می‌گوید: “مرگ او چیزی بود که نمی‌توانستم اجازه دهم اتفاق بیفتد“.

با شنیدن این دیالوگ عجیب و غریب با خود فکر می‌کنید که پیرزن راوی داستان اصلاً چه کاره است و چگونه می‌تواند از مرگ کریتوس جلوگیری کند؟ در همین لحظه با یکی از پرده برداری‌های شوکه کننده‌ی بازی روبرو می‌شوید که در تمام این مدت، پیرزنی که داستان را مانند مادربزرگ‌ها برایتان روایت می‌کرد در واقع پیرزن نبود. او تایتانی به نام گایاست و از همان ابتدا نقشه‌هایی را برای کریتوس در سر داشته است. تا اینجای کار با وجود چهره‌ی بد ترکیب و هیکل نامیزان این شخصیت، گایا یکی از شخصیت‌های محبوب داستان است چرا که هم با صدای خوبش داستان بازی را به شما توضیح داده است و هم شما را از مرگ نجات داده تا بازی God of War II و داستان کریتوس در همان 20 دقیقه‌ی اول بازی به پایان نرسد!

 

بیشتر بخوانید :  دست نوشتی بر Ghost of Tsushima | یکی از محبوب‌ترین بازی‌های پلی استیشن

هلیوس سرش را به باد می‌دهد – God of War 3

یکی از نمادی‌ترین مرگ‌ها در بازی، مرگ خدای خورشید یعنی «هلیوس» بود. تا قبل از دیدار با این خدا شما خرابی‌های زیادی در المپوس به بار آورده‌اید، از کشتن خدایان گرفته تا نابودی دریاها و طبیعت. اما کریتوس هنوز هم راضی نشده است و برای ارضای عطشش برای انتقام باید چیزهای بیشتری را نابود کند و چه چیزی بهتر و مفیدتر از خورشید! این نبرد حماسی با خدای خورشید رفته رفته دشوارتر می‌شود چرا که دسته‌های عظیمی از دشمنان به شما حمله می‌کنند و خدای خورشید مانند بزدل‌ها پشت سر محافظانش مخفی شده است.

هلیوس حتی در آخرین تلاش‌هایش برای زنده ماندن سعی می‌کند مانند یک نور افکن با تاباندن نور کور کننده‌ای، کریتوس را از پای در بیاورد اما مسلماً او نمی‌داند با چه کسی طرف است. اگر قرار بود فردی که نیمی از خدایان المپوس را با زدن مربع مربع مثلث از پای درآورده است، با تابیده شدن نور به چشمانش از کشتن یک خدا، که کار مورد علاقه‌اش است، منصرف شود مطمئناً بازی باید خیلی زودتر از این‌ها تمام می‌شد. کریتوس به راحتی با گرفتن دستش جلوی منبع نور مانع تابیدن آن به چشمانش می‌شود. هلیوس حتی سعی می‌کند کریتوس را گول بزند و او را به سمت مرگش راهنمایی کند. مشخص نیست که چرا کریتوس باید از کسی که قصد کشتنش را دارد و در واقع با او دشمنی دارد راهنمایی بخواهد. حتی اگر کاتسینی که در آن به شما گفته می‌شد که شعله‌ی جعبه‌ی پندورا کشنده است را رد می‌کردید هم باز سریعاً متوجه می‌شدید که او در حال دروغ گفتن است چرا که اولاً تا همین چند لحظه پیش قصد کشتن شما را کرده بود و ثانیاً شما قصد کشتن او و تمام خدایان و نابودی المپوس را دارید. اما باز هم این تلاش خوبی از سوی هلیوس به حساب می‌آید.

اما چیزی که این صحنه را به یاد ماندنی کرده است دیالوگ‌های هلیوس یا تلاش او برای کشتن کریتوس با نور نیست بلکه خشونت فراوان آن و کشتن هلیوس به بی رحمانه ترین شیوه‌ی ممکن است. بعد از این که صحبت‌های هلیوس تمام می‌شود کریتوس با عصبانیت سر هلیوس را با دست خالی از تنش جدا می‌کند. تنها کاری هم که باید شما انجام دهید فشردن پشت سر هم دکمه‌هاست. بعد از این که با موفقیت سر هلیوس را از بدنش جدا کردید صحنه‌ای را مشاهده می‌کنید که خورشید را در پشت ابرهای مخفی می‌کند و گویی خورشید خاموش شده است. از این جای بازی به بعد دیگر خورشیدی در کار نیست اما همیشه سعی کنید به نیمه‌ی پر لیوان نگاه کنید. کریتوس می‌تواند برای روشن کردن مکان‌های تاریک از سر بریده‌ی هلیوس به عنوان یک چراغ قوه استفاده کند!

 

مزرعه‌ی Elysium – Chains of Olympus

در مزرعه‌ی Elysium کریتوس بعد از مدتی طولانی بالاخره با دختر از دست رفته خود Calliope دیدار می‌کند و به نظر می‌رسد که بعد از سال‌ها رنج و عذاب، رنگ و بوی شادی به زندگی نحس کریتوس باز گشته است. اما متاسفانه اگر کریتوس بخواهد پیش دخترش بماند زندگی تمام خدایان و مردم عادی به پایان می‌رسد و چون کریتوس برای زندگی خدایان و مردم عادی ارزش زیادی قائل است، تصمیم می‌گیرد دخترش را رها کند و در نسخه‌ی بعدی بازی زندگی تمام خدایان و مردم عادی را خودش با دستان خودش به پایان برساند. در این صحنه بازیکن باید با دکمه زنی، دختر بچه‌ی کریتوس را که با عشق و علاقه‌ای وصف نشدنی به پدر سنگ دلش چسپیده است، از کریتوس جدا کند.

معمولاً بخش‌های دکمه زنی در سری بازی‌های God of War برای انجام حرکات فینیشر یا از پای در آوردن باس‌های بازی (و بخش‌هایی دیگر که خودتان دیده‌اید) استفاده می‌شوند اما این اولین باری بود که در این مجموعه برای به پایان رساندن یک صحنه‌ی احساسی هم باید دکمه زنی می‌کردید. همچنین اگر فکر می‌کنید که نشان قرمز رنگی که روی بدن و این شخصیت وجود دارد، بر روی شکل و ظاهر کریتوس تأثیر زیادی ندارد با تجربه‌ی این بخش از بازی کاملاً نظرتان تغییر می‌کند چرا که احساس می‌کنید اصلاً شخصیت اصلی را نمی‌شناسید. بعد از این که دکه زنی را با موفقیت به پایان رساندین و ناله‌های عاجزانه‌ی دختر بچه‌ی کریتوس را نادیده گرفتید و تمام امیدی که برای رستگاری کریتوس وجود داشت به طور کلی از بین رفت، این شخصیت سریعاً به شغل اصلی خود یعنی کشت و کشتار باز می‌گردد و شما با باس فایت نهایی بازی روبرو می‌شوید.

قتل عام همسر و فرزند در God of War

اگر به دنبال قدرت خدایان هستید باید بهای آن را نیز پرداخت کنید. در نسخه‌ی اول God of War می‌بینیم هنگامی که کریتوس در نبردی مغلوب می‌شود، از روی ناچاری و برای نجات جان خود از خدای جنگ یعنی Ares درخواست کمک می‌کند. او از Ares می‌خواهد که تمام دشمنانش در نبر را نابود کند و در ازای این کار تمام زندگی‌اش را در اختیار خدای جنگ قرار می‌دهد. Ares سریعاً به درخواست کریتوس پاسخ می‌دهد و بعد از این که تمام دشمنان کریتوس در نبرد به شیوه‌ی عجیبی به صورت خود به خود کشته شدند، شما دو شمشیر از طرف Ares دریافت می‌کنید که به انتهای دسته‌ی آن‌ها زنجیری وصل شده است. هنگامی که این دو زنجیر داغ به دستان کریتوس می چسپند واقعاً چهره‌ی او تماشایی است (البته راستش را بخواهید هیچ کس نمی‌داند شمشیرهای زنجیری کریتوس چگونه کار می‌کنند. به نظر می‌رسد که دسته‌ی زنجیرها به انتهای شمشیر وصل هستند اما هنگامی که مبارزه نمی‌کنید کریتوس شمشیرها را پشت کمرش قرار می هد و هیچ زنجیری به آن‌ها متصل نیست. همچنین به نظر می‌رسد هنگامی که کریتوس یکی از شمشیرها را پرتاب می‌کند زنجیرها به صورت خود به خود دوباره دور دست کریتوس پیچیده می‌شوند. به هر حال شما این شمشیرها را از یک خدا دریافت کرده‌اید و جای تعجبی هم ندارد که طرز کار آن‌ها را متوجه نشوید. تنها چیزی که باید بدانید مربع مربع مثلث است)

بیشتر بخوانید :  آمارهای جدیدی از فروش Ghost of Tsushima و مجموعه‌ی God of War منتشر شد

بعد از دریافت این هدیه از سوی خدای جنگ، کریتوس در یک چشم به هم زدن سر فرمانده‌ی ارتش دشمن را از تنش جدا می‌کند، اما کریتوس نمی‌داند که در ازای این کمک Ares چه بهای سنگینی را باید پرداخت کند. Ares برای این که کریتوس را به یک جنگ جوی واقعی تبدیل کند، او و ارتشش را گول می زند که به روستایی در یونان حمله کنند. این روستا همان جایی بود که همسر و فرزند کریتوس در آن اقامت داشتند و کریتوس در حین جنگ در حالی که خون جلوی چشمانش را گرفته بود، همسر و فرزندش را سهواً به قتل می‌رساند! البته داستان تاریک و غم انگیز زندگی کریتوس به این جا هم ختم نمی‌شود چرا که کریتوس موجودی نفرین شده است و خاکستر بدن سوخته‌ی همسر و فرزندش تا ابد بر روی تن او حک شده است. لقب “روح اسپارتا” نیز به همین خاطر به کریتوس نسبت داده شده است.

درست است که مجموعه‌ی God of War بیشتر به خاطر نبردهای حماسی، گیمپلی هیجان انگیز و سیستم مبارزات لذت بخشش شناخته شده است اما این لحظه، لحظه‌ای کلیدی در کل مجموعه بود که هم شخصیت کریتوس و پیشینه‌ی داستانی این شخصیت را به مخاطب فهماند و هم بستر را برای ساخت دنباله‌های این بازی هموار کرد. با شروع بازی مدتی زیادی طول نمی‌کشد که متوجه شوید کریتوس یک جنگ جوی توانا و خشن است که تمام انگیزه‌اش انتقام است. اما سوالاتی در ذهن شما وجود دارد که تا اواخر بازی به آن پاسخ داده نمی‌شود مانند این که چرا رنگ پوست این شخصیت غیر طبیعی است و این همه خشونت و انگیزه برای انتقام از چه چیزی نشات گرفته است. هنگامی که متوجه می‌شوید که چگونه کریتوس همسر و فرزندش را به قتل رساند و برای این که هیچ گاه این کار را فراموش نکند خاکستر آن‌ها را همیشه با خود به همراه دارد، خشم و عصبانیت و انگیزه‌ی کریتوس برای انتقام معنی پیدا می‌کند و شما هم دوست دارید دقیقاً همانطوری که کریتوس زجر کشیده است و بهای کارش را پرداخت کرده است، خدای جنگ را نیز به سزای اعمالش برسانید.

 

نبرد با برادر در God of War 3

شاید هرکول معروف‌ترین شخصیت در اساطیر یونان باستان باشد. تا کنون دفعات زیادی از این شخصیت در رسانه‌های مختلف استفاده شده است و شاید با شنیدن نام او یاد چهره‌اش در کارتون هرکول بیفتید اما این شخصیت در مجموعه‌ی God of War یک شخصیت کاملاً متفاوت است. هیکل غول آسای هرکول و صدای فوق العاده خوب «کوین سوربو» ابهت خاصی به این شخصیت بخشیده بود اما نه عضلات فوق العاده بزرگ او و نه صدای خوبش نتوانستند او را از کشته شدن به دست کریتوس نجات دهند. در ابتدای رویارویی با هرکول به نظر می‌رسد کریتوس تمایلی به مبارزه با برادرش ندارد اما در انتها کریتوس چنان صورت برادرش را به گوشت کوبیده تبدیل می‌کند که گویی سال‌ها با او پدرکشتگی دارد. تا قبل از دیدن این شخصیت، در این مجموعه هیچ صحبتی از هرکول به میان نیامده بود و ممکن بود حتی طرفداران تصور کنند که در این اقتباس از اساطیر یونان شخصیتی به نام هرکول وجود ندارد. اما در همان رویارویی اول شما با هرکول، او به خوبی پیشینه‌ی داستانی‌اش را تعریف می‌کند و به شما توضیح می‌دهد که علت مبارزه‌اش با شما چیست. درست است که حرف‌های او زیاد متقاعد کننده به نظر نمی‌رسند (شاید او پیشینه‌ی داستانی کریتوس را خوب نمی‌داند) اما نمی‌توان این موضوع را انکار کرد که نبرد کریتوس و هرکول یکی از حماسی‌ترین و جذاب‌ترین نبردها در کل مجموعه است!

ممکن است بار اولی که هرکول را می‌بینید تصور کنید که با هالک روبرو شده‌اید اما ظاهر این شخصیت نباید شما را گول بزند. قدرت او به هیچ وجه هم تراز با “روح اسپارتا” نیست. هرکول در این مبارزه از سلاحی به نام Nemean Cestus استفاده می‌کند. این سلاح در واقع دو دستکش فلزی بزرگ است که برای این طراحی شده است که دشمنان را تبدیل به مربای خون کنید! البته هنگامی که این دست کش ها را از هرکول می‌گیرید او سبک مبارزه‌اش بهتر می‌شود. به نظر می‌رسد توسعه دهندگان از همان ابتدا این سلاح را برای کریتوس طراحی کرده بودند. هرکول حتی از روی ناچاری کل زمین مبارزه را از جای در می‌آورد تا کریتوس را به پایین پرتاب کند اما کریتوس این بخش از زمین را سر جایش بر می‌گرداند و هرکول را در شکافی که در زمین ایجاد شده گیر می‌اندازد. از این جا به بعد کریتوس تمام عقده‌های دوران کودکی‌اش را سر هرکول بدبخت خالی می‌کند و کاری می‌کند که هر وقت حتی سمت کارتون هرکول هم می‌روید حالتان به هم بخورد.

 

کشتن کرونوس در God of War III

آماده شوید تا با تمام خاطراتی که در نسخه‌ی اول بازی با کرونوس داشتید و با تمام بخش‌هایی از بازی که برای پیدا کردن یک جعبه روی دوش کرونوس، دور خودتان می‌چرخیدید، خداحافظی کنید. بعد از این که راوی نسخه‌ی اول و دوم را به قتل رساندید حالا کریتوس قصد جان مراحل سخت نسخه‌ی اول را کرده است. کرونوس یکی از تایتان ها بود که زئوس شکنجه‌ای ابدی را به او تحمیل کرده بود. او باری بسیار سنگین بر دوش خود داشت که رهایی از آن برایش غیر ممکن بود. این بار در واقع خود سرزمینی بود که جعبه پندورا در آن مخفی شده بود که درون آن قدرت کشتن خدایان وجود داشت. در قسمت اعظمی از بازی، شما در این سرزمین به سر می‌بردید و به دنبال یافتن جعبه‌ی پندورا بودید. در نسخه‌ی اول بازی به هیچ وجه احساس نمی‌کردید که بر روی بدن یک موجود زنده قرار دارید. معمولاً هم مکان‌هایی که در بازی‌های ویدیویی وجود دارند لوکیشن هایی ثابت مثل شهر، قصر یا غار هستند. اما در God of War III شما با مرحله‌ای روبرو می شوید که خود یک تایتان زنده (و عصبانی) است

در این بخش بازی جلوه‌هایی سینمایی و جای گیری عالی دوربین آن را به باس فایتی فراموش نشدنی تبدیل کرده است. با مقایسه‌ی اندازه‌ی کیرتوس در مقابل کرونوس متوجه می‌شوید که اگر شما کرونوس بودید، کریتوس در مقابلتان اندازه‌ی یک سوسک هم نبود. کرونوس آن قدر بزرگ است که رایانه‌هایی که درآن زمان برای توسعه بازی استفاده شده بودند توانایی پردازش درست این شخصیت را نداشتند و اغلب کرش می‌کردند. هیجانی که در از پای در آوردن این غول بی شاخ و دم و نابودی تکه تکه‌ی بدن او وجود دارد در لحظه‌ی پایانی‌اش به اوج خود می‌رسد. کریتوس وارد بدن کرونوس می‌شود و تمام دل و روده‌اش را بیرون می‌ریزد. حداقل کرونوس در لحظات پایانی عمرش متوجه شد که خوردن کریتوس برای نابودی او اصلاً کار مناسبی نیست و کریتوس به اسید معده‌ی تایتان ها مقاوم است.

 

بیشتر بخوانید :  هر آنچه باید درباره Denuvo بدانید

کریتوس در بند در God of War Ascension

افتتاحیه‌ی هر نسخه‌ی God of War معمولاً با یک صحنه‌ی هیجان انگیز اکشن میخکوب کننده شروع می‌شود. God of War Ascension هم از این قاعده مستثنی نبود. در ابتدا یک کاتسین کوتاه به شما نشان می‌دهد که جهان و خدایان چگونه به وجود آمدند و به طور کلی پیشینه‌ی داستانی این فرنچایز به شما معرفی می‌شود. در این قسمت بازیکن درک بهتری از جهانِ بازی و چگونی خلق آن پیدا می‌کند. اما کاتسین سینمایی این بخش نقطه‌ی اوج آن نبود. در ادامه بازیکن، کریتوس را می‌بیند که غل و زنجیر شده است و ناتوان و نا امید و سر به زیر، منتظر پایان یافتن عذاب‌هایش است. با دیدن این صحنه متوجه می‌شوید که به زودی با یک بخش اکشن دیوانه وار فوق العاده روبرو خواهید شد چون همه می‌دانند هیچ کس حق ندارد کریتوس را غل و زنجیر کند. دقیقاً همین اتفاق هم رخ می‌دهد و شما باید در 15 دقیقه‌ی بعدی، یک تایتان غول آسا به نام Hecatonchires را از پای در بیاورید. البته روند مبارزه با او درست مانند همیشه، به آرامی و در چند بخش متفاوت است. این بخش بازی دقیقاً همان چیزی است که همه‌ی طرفداران از یک نسخه‌ی God of War انتظارش را دارند. صحنه‌های اکشن حماسی میخکوب کننده و از پای در آمدن دشمنان غول آسا به دست کریتوس.

 

رویارویی کریتوس با گذشته در God of War

نسخه‌ی اخیر God of War پر از لحظات ماندگار است اما در این مقاله تصمیم گرفتیم تنها به یک لحظه‌ی خاص اشاره کنیم که شاید بیش از تمام لحظات دیگر در ذهن بازیکنان باقی می‌ماند. این لحظه در بازی نه تنها تغییری اساسی در گیمپلی ایجاد می‌کند بلکه می‌توان آن را نقطه‌ی عطفی خواند که تمام اتفاقاتی که تا اینجای کار رخ داده‌اند برای منتهی شدن به این لحظه طراحی شده‌اند. بعد از این که پسر کریتوس یعنی «آتریوس» مریض می‌شود، کریتوس می‌فهمد که تبر Leviathan او دیگر در Helheim به کمک او نمی‌آید. Helheim یکی از مکان‌های بازی است که کریتوس باید برای یافتن علاج مریضی پسرش به آن جا برود و آیتم خاصی را پیدا کند. کریتوس از روی ناچاری تصمیم می‌گیرد با گذشته‌ی تاریک و سیاه خود که در نسخه‌های قبلی بازی رقم خورده بود دوباره روبرو شود. او به خانه‌اش برمی گردد و و سلاح معروف و نمادین خود یعنی Blades of Chaos را دوباره به دست می‌گیرد.

دقیقاً بعد از این که این سلاح را در بازی به دست می‌آورید دسته‌ی عظیمی از دشمنان در اختیارتان قرار می‌گیرد تا این سلاح جدید را بر روی آن‌ها امتحان کنید. در این بخش بازی احساس می‌کنید که با شمشیرهای قدیمی و آتشین کریتوس در حال بریدن کره هستید. با وجود این که شیوه‌ی استفاده از این سلاح‌ها با تبر Leviathan تفاوت دارد اما این شمشیرها از سیستم ضربات سبک و سنگین استفده می‌کنند که باعث می‌شود با وجود این که بازیکن تا حالا در این بازی از Blades of Chaos استفاده نکرده اما تغییرات یک باره‌ی سیستم مبارزه زیاد برایش دشوار نباشد. نکته‌ی مهم‌تر اینجاست که این لحظه‌ی بازی را می‌توان به نوعی به عنوان بازگشت همان God of War قدیمی دانست. کریتوس مجبور می‌شود با گذشته‌ی تاریک خود روبرو شود؛ گذشته‌ای که او به هر نحوی می‌خواهد آن را پشت سر بگذارد تا بتواند از پسرش و زندگی جدیدی که درست کرده است محافظت کند. بازی به نحوی بازیکن را در حالت معلق نگه می‌دارد و پیش از این که کریتوس به شمشیرهای قدیمی خود برسد، فضا سازی های لازم را به خوبی انجام می‌دهد. حتی روح «آتنا» هم در محضر کریتوس ظاهر می‌شود تا او را درباره‌ی گذشته‌اش سرزنش کند. توسعه دهنده مطمئناً با این صحنه قصد داشته است ادای احترامی به طرفدارن دیرینه‌ی این فرنچایز بکند و همان چیزی را در اختیارشان قرار دهد که همه منتظرش هستند.

 

پایان شروع می‌شود در God of War II

معلق نگه داشتن مخاطب یکی از کارهایی است که سازندگان فیلم‌ها و بازی‌های ویدیویی علاقه‌ی خاصی به آن دارند. به احتمال زیاد شما هم از این حالت تعلیق نفرت دارید. اگر طرفدار سریال‌های تلویزیونی هستید می دانید که یکی از سخت ترین و اعصاب خورد کن ترین کارها، انتظار برای شروع فصل جدید سریال مورد علاقه‌تان است. حتی ممکن است انتظار یک هفته‌ای برای انتشار قسمت جدید آن نیز برایتان دشوار باشد (نتفلیکس این موضوع را به خوبی می‌داند)

حال تصور کنید برای گرفتن انتقام کریتوس و پایان دادن به داستان او تلاش زیادی کرده‌اید. خواهران سرنوشت مرده‌اند، آتنا برای دفاع از زئوس جان خود را فدا کرده است و پادشاه خدایان نیز به طرز فجیعی آسیب دیده. درست همین جاست که بدترین اتفاق ممکن در بازی رخ می‌دهد. شما بر روی بدن گایا هستید و او در حال بالا رفتن از کوه المپوس برای رسیدن به زئوس است. ناگهان کریتوس داد می زند: “زئوس! پسرت برگشته. من المپوس رو نابود می‌کنم!” درست در همان لحظه‌ای که اکشن و هیجان به نقطه‌ی اوج خود می‌رسد صفحه کاملاً سیاه می‌شود و جمله‌ی “پایان شروع می‌شود” بر روی صفحه به نمایش در می‌آید.

اگر شما هم توسعه دهنده‌ای بودید که قرار بود نسخه‌ی بعدی فرنچایز خود را برای یک کنسول نسل بعدی منتشر کنید، مطمئناً بهترین راه برای این که مطمئن شوید بیشترین طرفداران ممکن بازی شما را خریداری می‌کنند و حتی به خاطر آن، اقدام به خرید یک کنسول بازی می‌کنند، این بود که به این شیوه بازی را به اتمام برسانید. مطمئنا با دیدن این صحنه حس خوبی در شما ایجاد نمی‌شود اما شور و اشتیاقی که با هنگام انتشار نسخه‌ی سوم بازی در درونتان ایجاد شده بود را نیز در نظر بگیرید.

نظر شما در رابطه با این صحنه‌های به یادماندی در سری بازی‌های خدای جنگ چیست؟ برای مطالعه بیشتر می‌توانید به سری مقاله‌های 10 لحظه برتر از طریق این لینک مراجعه کنید.

دیدگاه کاربران

0 دیدگاه

اولین نفری باشید که نظر میدهد...

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Novinspot
`