GTA San Andreas

رازهای مخفی درون بازی‌ها؛ بخش اول

بازی های مرتبط

در این سری مقاله به بررسی شایعات عجیب، ایستراگ‌ها و قصه‌های خیالی پیرامون بازی‌ها که اغلب در قالب سناریوهای تبلیغاتی برای فروش بیشتر بازی‌ها ساخته و پرداخته می‌شدند؛ می‌پردازیم.

تخم‌ مرغ عید پاک (به انگلیسی: Easter Egg) گونه‌ای از جوک میان‌گروهی، پیام پنهان یا ویژگی است که در یک برنامه کامپیوتری، فیلم، کتاب یا جدول کلمات متقاطع قرار داده شده‌است. «وارن روبینت» (Warren Robinett)، طراح بازی‌های کامپیوتر، گفته که این اصطلاح در شرکت آتاری در زمانی بوجود آمد که او در بازی ماجراجویی (۱۹۷۹) پیامی پنهانی را قرار داد. این اصطلاح یادآور رسوم شکار تخم‌مرغ در عید پاک است. تعریف ماهیت اصلی بازی‌های رایانه‌ای کار ساده‌ای نیست. شاید تا سالیان سال پس ازخلق Pong، که امروزه از آن به عنوان اولین بازی تاریخ یاد می‌شود، دیدگاه عموم از بازی‌های رایانه‌ای تنها تفریحی گذرا و سطح پایین برای کودکانشان بود که در اوقات فراقت با دستگاه‌های Arcade درون فروشگاه‌ها و رستوران‌ها خود را مشغول می‌کردنند. این روند به گونه‌ای بود که حتی نمی‌شد به آینده بازی‌ها امیدوار بود. با وجود صنعت سینما، شانس جهانی شدن و همه‌گیر شدن بازی‌ها بین مردم تقریباً صفر بود و این موضوع دلیل ساده‌ای هم داشت : بازی‌ها نوآوری و کشش کافی برای جذب مخاطب در سنین مختلف را نداشتند. البته این شرایط در اواخر دهه ۷۰ میلادی کاملا از این رو به اون رو شد. در سال ۱۹۷۹ بازی‌ساز وارن رابینت با خلق اولین Easter Egg در عنوان کلاسیک Adventure، یکی از اولین افرادی بود که قدم به تشکیل ابعاد گسترده‌تری در بازی‌هایی گذاشت که پیش از این تنها نوآوری‌شان به پریدن بر روی دشمنان خلاصه می‌شدند.

در دهه ۸۰ و پس از ظهور موفق ماریو و زلدا و ورود کنسول‌های خانگی، مردم یاد گرفتند که می‌توانند به بازی‌های رایانه‌ای به عنوان یک سرگرمی خوش‌آیند و لذت‌ بخش اعتماد کرده و از آن‌ها به عنوان بخشی از تفریح روزمره خود یاد کنند. با ورود داستان و پیچش داستانی به صنعت بازی، دیگر نمی‌شد به سادگی از این موضوع عبور کرد که نباید بازی‌ها را دست کم گرفت.این موضوع به طور کامل در دهه ۹۰ با ظهور شاهکار افسانه‌ای کوجیما یعنی سری Metal Gear Solid ثابت شد؛ عنوانی که از نظر بخش داستانی حتی یک سرو گردن از رقبای سینمایی خود نیز بالاتر بود. با موج مخرب First Person Shooter در هزاره دوم، خلاقیت در خلق بازی‌های رایانه‌ای به اوج خود رسید و به نظر می‌رسید که جای بازی‌های رایانه‌ای به طور کامل در بین فرهنگ روزمره مردم باز شده است. در عین حال گویا سازندگان می‌خواستند چیزی را خلق کنند که نه تنها چند ساعت بتواند شما را مجذوب خود کند؛ بلکه آنها می‌خواستند همانند کارگردانان مطرح سینما آثاری خلق کنند که تا مدت‌ها درباره آن صحبت شود و ساعت‌ها تحلیل و بررسی را بطلبد. این موضوع با پیچیدن شایعات و موارد عجیبی حول محور بازی‌های رایانه‌ای بین مردم از هر زمانی قابل درک بود. در ادامه به بررسی تعدادی از این رازهای مخفی قرار داده شده درون بازی ها و حتی حول محور بازی می‌پردازیم:

کامیون اسرار آمیز Mew

عناوین Pokemon در همان دوران کلاسیک صنعت بازی‌ها، منبع عظیمی از  شایعات بودند. این شایعه از همه جالب‌تر و مشهورتر (یا در این مورد نیز منفورتر) است. ماجرای به دام انداختن میوی افسانه‌ای چیزیست که هنوز برای علاقه‌مندان Pokemon تبدیل به یک آرزوی دست نیافتنی شده‌است. داستان از این قرار است که در عنوان Pokemon Red & Blue، بر روی اسکله کنار دریاچه، کامیونی وجود داشت که به عقیده بسیاری میو در زیر آن مخفی شده بود و شما می‌توانستید با فشردن متوالی دکمه HM بر روی دسته Game Boy، کامیون را حرکت داده و شانس خود را برای گرفتن میو بسنجید. البته مانند دیگر شایعات این لیست، مهم نیست که چند دفعه آن دکمه کزایی را فشار می‌دادید، آن کامیون هرگز از جای خود حرکت نمی‌کرد.

بیشتر بخوانید :  یادداشتی بر داستان نخ‌نمای بازی Detroit: Become Human

شما نمی‌توانید بازی Sonic 2 را با شخصیت Knuckles به پایان برسانید

یکی از مشهورترین تئوری‌های توطئه در تاریخ بازی‌های رایانه‌ای این مورد است. در بازی Sonic 2 سازندگان از عمد بازی را جوری طراحی کردند که با بازی کردن در نقش شخصیت ناکلز (Knuckles)، باز هر چه آسان‌تر پیش برود؛ حتی آسان‌تر از استفاده از خود شخصیت سونیک. البته همه این‌ها تا زمانیست که به غول مرحله آخر می‌رسید که در آن شرایط ناکلس نمی‌تواند به اندازه کافی پریده تا کار اگ‌من (Eggman) روباتیک را تمام کند. مبدا خلق این شایعه نیز بازیکنان ناامیدی بودند که بارها و بارها در این مسیر باختند و موفق به شکست غول آخر نشدند. در واقع حقیقت این است که با زمان‌بندی دقیق و یافتن نقطه ضعف‌های دشمن، به راحتی می‌شود دخل او را آورد. البته مدتی طول می‌کشد و ممکن است چند باری در این مسیر کشته شوید، ولی این شایعه‌ایست که به هیچ وجه حقیت ندارد و تنها جلوه‌ایست از بازیکنان بدون پشتکار و راحت‌ طلب.

Majora’s Mask تسخیر شده

افسانه بعدی که به آن می‌پردازیم بیشتر شبیه به یک داستان ارواح است تا یک شایعه ساده. Majora’s Mask (ششمین نسخه از سری مشهور The Legend of Zelda) در سال ۲۰۰۰ عرضه شد و عنوان بسیار خوبی هم بود؛ مسئله اینجاست که کاربری در همان دوران، اعلام کرد که کارتریجی دریافت کرده که هیچ عکسی بر روی آن وجود ندارد و نام بازی ماسک ماجورا بر روی آن با رنگ سیاه نوشته شده است. آن فرد همچنین توضیح داد که پس از شروع بازی، ذخیره‌ای از بازی تحت عنوان بن (Ben) در بازی موجود بوده است و این تازه آغازی برای این تئوری عجیب و غریب است. توضیحاتی حاکی از اینکه با تجربه بازی از ذخیره بن؛ اتفاقات عجیبی در بازی رخ می‌دهد به گوش می‌رسید؛ اتفاقاتی مانند: آتش گرفتن و مردن ناگهانی لینک (Link) یا بسته شدن خود به خود بازی و همچنین وجود شخصیت عجیب و غریبی که فقط در یک نقطه ایستاده و به شما نگاه می‌کند ( که باور داریم همان بن بدنام است). حتی با پاک کردن ذخیره بازی نیز نمی‌شود از شر آن خلاص شد، زیرا پس از چند ثانیه به صورت خودکار بازیابی می‌شود. در اینترنت ویدئو های فراوانی بر اساس این افسانه وجود دارند که نشان از این دارند که بازی‌ها همیشه آنطور که می‌بینیم نیستند.

صلیب شکسته زلدا

باز هم یک شایعه مشهور (یا در این مورد خاص منفور) از سری افسانه زلدا. در اولین نسخه از این سری که در سال ۱۹۸۶ منتشر شد، سومین سیاهچال از اولین ماموریت بازی شکلی همانند صلیب شکسته که نماد ارتش شیطانی نازی‌ها از دوران جنگ جهانی دوم بود را داشت. در اصل این شکل، نماد یک Manji بود (که به عقیده بودایی ها نماد خوش‌شانسی و بخت و اقبال است). این موضوع پس از عرضه بازی در ژاپن مشکل و جنجالی ایجاد نکرد ولی پس از عرضه بازی در اروپا و آمریکا (که مردم اطلاعات بسیار کمی درباره Manji داشتند) بسیار حاشیه‌ساز شد. حقیقت این است که استفاده از نماد Manji، پیش از اینکه یکی از شیطانی‌ترین افراد تاریخ (آدولف هیتلر)  از آن استفاده کند، بسیار بین ژاپنی‌ها مرسوم بود و این چیزیست که بسیاری از مردم آن را درک نکرده و هنوز نیز انگ‌های فراوانی به این بازی کلاسیک زده می‌شود.

بیشتر بخوانید :  سازندگان بازی Prince of Persia: The Sands of Time اکنون کجا هستند؟

نفرین Polybius

پورتلند، شهری واقع در ایالت اورگان زادگاه بازی‌ایست که امروزه از آن به عنوان عجیب‌ترین و مرموزترین پدیده تاریخ صنعت بازی‌ها یاد می‌شود. Polybius عنوانی آرکید بود که در اوایل دهه ۸۰ به وجود آمد و مبدا اصلی گزارشات عجیب و غریبی از این قبیل بود: افرادی که این بازی را تجربه می‌کردند اکثراً دچار فراموشی، کابوس‌های شبانه و حالت تمایل به خودکشی می‌شدند. پس از مدتی شایعاتی به سرعت نقل شد که Polybius در واقع سلاحی مخفی است که توسط سازمان CIA و ارتش خلق شده و بین مردم فرستاده شده تا کارایی آن آزمایش شود. شاید به نظر شما داستان جالبی به نظر برسد ولی همه چیز کاملا غیرواقعی است، زیرا هرگز بازی‌ای به اسم Polybius وجود خارجی نداشته است و اگر هم داشته دولت آمریکا از شر همه آن‌ها خلاص شده است. خلاصه حقیقت هر چه که بوده مهم اینجاست که نمی‌شود افسانه بازی منفور Polybius را انکار کرد و بهتر است دعا کنیم که امروزه هرگز همچین چیزی نصیب جامعه بازی نشود.

پاگنده

همانند بازی قبلی، Grand Theft Auto: San Andreas نیز اسرار و افسانه‌های فراوانی را درون خود مخفی کرده است؛ از ماشین ارواح گرفته تا سفینه‌های فضایی. صد البته، مهم‌ترین آن‌ها زمانی بین مردم همه‌گیر شد که عکس‌هایی از هیولایی موسوم به پاگنده در جنگل های بازی منتشر شد. هر چند که بعدها مشخص که همچین هیولایی در بازی وجود ندارد و حتی با جستجو کردن بین کدهای بازی نیز این موضوع ثابت شد، ولی طرفداران دوآتشه بازی، Mod و ابزارهایی خلق کردند که آمدن این موجود به بازی را امکان‌پذیر می‌کرد. حتی خود شرکت راکستار (Rockstar) نیز با این افسانه شوخی کرد؛ آن هم با اضافه کردن یک پاگنده در بسته الحاقی بازی Red Dead Redemption یعنی Undead Nightmare و همینطور در یکی از ماموریت‌های بازی GTA V به نام Predator.

آیا Luigi در بازی Super Mario 64 حضور دارد ؟

چگونه لوییجی (Luigi) را در Super Mario 64 آزاد کنیم؟ این سوالی بود که هر بازیکنی در آن زمان از خود می‌پرسید. تئوری‌های بسیار زیادی هم برای این موضوع مطرح شدند، از جمله ایکه باید تمام ستاره‌ها را بدون مردن و یا در طی زمان خاصی کسب کنید. مشکل بعدی زمانی به وجود آمد که مردم شروع به قرار دادن عکس‌هایی کردند که لوییجی را در طی بازی نشان می‌داد؛ البته بعدا مشخص شد که همه آن‌ها تقلبی بودند؛ ولی چیزی که در این میان تقلبی نبود، مجسمه ستاره‌ای شکلی بود که در ناحیه‌ای از بازی وجود داشت و نوشته‌ای بر روی مجسمه حک شده بود، و این پیام را به بازیکن می‌رساند: “L واقعیت دارد ۲۰۴۱″. این جمله دقیقا چه معنی‌ای میدهد؟ شاید باید تمام سکه‌های درون بازی را جمع آوری کرد (از آنجا که تعداد آن‌ها بسیار زیاد است، ممکن است ۲۰۴۱ عدد نیز باشند). با مشخص شدن اینکه ۲۵۰۰ سکه در بازی وجود دارد، این تئوری به کل خنثی شد؛ ولی تئوری جالب‌تری نیز وجود داشت که بیان می کرد اگر بازی را در سال ۲۰۴۱ تجربه کنید می‌توانید لوییجی را آزاد کنید! در اصل حقیقت این است که لوییجی در این بازی کزایی حضور ندارد! ولی گویا این موضوع به خورد طرفداران نمی‌رفت، زیرا تعدادی با هک کردن شخصیت ماریو لباس‌های او را به سبز تغییر رنگ داده و سایزهای او را نیز دست کاری کردند. بلاخره در نسخه بازسازی شده برای کنسول DS بود که بلاخره ما لوییجی (به همراه یوشی و واریو) را در بازی مشاهده کردیم. حال تمام چیزهایی را که گفتیم را فراموش کرده و فقط به این نکته بی‌اندیشید : پس منظور از “L واقعیت دارد ۲۰۴۱″ چیست؟ خوب مثل اینکه باید حدود ۲۵ سال صبر کنیم تا حقیقت را بفهمیم.

بیشتر بخوانید :  ۵۰ نقشه وسیع در بازی‎های ویدئویی | قسمت دوم

چرا یک کودک ۱۰ ساله بدون نظارت در جهان بازی قدم می‌زند ؟

باز هم پوکمون و باز هم یک تئوری عجیب و غریب دیگر. عنوان Pokémon Red and Blue یک موفقیت عظیم برای نینتندو بود، اما در میان ماجراجویی‌های سرگرم کننده بازی، آیا کسی به خودش زحمت داد تا این سوال را مطرح کند که: چرا هیچ فرد بزرگسالی در بازی حضور ندارد ؟ شما در بازی در نقش اَش (Ash) ظاهر می‌شوید؛ کودکی که باید در جهان خطرناک بازی قدم گذاشته و با حیوانات و موجودات وحشی و خطرناک دست و پنچه نرم کند. سوال بزرگی که می‌گوید چه بلایی سر مردان بزرگسال درون بازی آمده، ما را به سمت فرضیه‌ای سوق می‌دهد که بیان می‌کند، بازی در زمانی رخ می‌دهد که دنیا درگیر یک جنگ جهانی عظیم (به احتمال زیاد همان جنگ جهانی دوم) است و همین موضوع توضیح می‌دهد که چرا هیچ مرد بزرگسالی در بازی حضور ندارد، زیرا همه آنها برای جنگیدن به میدان مبارزه اعزام شده‌اند. تمام افرادی که در طول بازی با آن‌ها ملاقات می‌کنید یا شامل کودکان و نوجوانان می‌شوند یا اینکه شخصیت‌هایی مونث هستند (مانند پلیس ها و پرستارها). یکی از مهم‌ترین سرنخ‌هایی که این فرضیه را باور پذیرتر می‌کند ستوان سارج (Lt Surge) است؛ یک کهنه سرباز آسیب دیده از دوران جنگ که پس از پایان مبارزه با او، این دیالوگ را از زبان او می‌شنوید : “تو نمی‌توانی مدت زیادی در میدان نبرد دوام بیاوری” یا “پوکمون الکتریکی من، جانم را در جنگ نجات داد”. همه این ها نمایانگر جنگی است که در جهان درحال رخ دادن است و شاید خود اَش هم روزی مجبور به شرکت در آن شود.

دیدگاه کاربران

0 دیدگاه

اولین نفری باشید که نظر میدهد...

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Novinspot
`