Elden Ring

نقد و بررسی بازی Elden Ring | تکامل فرمول سولزلایک در مقیاسی بزرگ

بازی های مرتبط

با نقد و بررسی بازی Elden Ring همراه شما عزیزان هستیم. الدن رینگ تجربه متفاوت و در عین حال مشابهی بود. شاید نتوان آن را توصیف کرد اما بسیاری از المان‌هایی که در بازی مشاهده می کنیم را در گذشته دیده و تجربه کرده ایم اما هنر سازنده به گونه‌ای به کار گرفته شده که تمام این المان ‌ها رنگ و بوی تازه و جدیدی می‌دهند. به جرات می‌توان گفت که الدن رینگ بزرگترین ساخته استودیوی فرام سافتور تا به امروز تلقی می شود. اما آیا توسعه‌دهندگان توانسته‌اند جهان باز و متفاوتی را به مخاطب خود ارائه دهند؟ شاید برای پاسخ به این سوال نیاز باشد که به قسمت‌های مختلف بازی نگاهی اندازیم و از هر کدام نتیجه گیری داشته باشیم و در نهایت بتوانیم تصمیم درست و پاسخی کاملی را ارائه کنیم. در سال ۲۰۱۱ بود که زیر ژانر سوال لایک به صورت همگانی معرفی شد. در حقیقت در همین سال بود که اولین نسخه از مجموعه‌ی دارک سولز روانه بازار شد. این عنوان که با استفاده از فرمول دیمنز سولز توسعه یافت، موفقیتی غیر قابل توصیف را برای توسعه دهندگان رقم زد و حسابی سروصدا به پا کرد. از اینجا بود که استودیوی فرام سافت تلاشی جدی را برای شاخ و برگ دادن به فرمول موفق ساخته شده، آغاز کرد. تقریباً یک دهه از این اتفاق می‌گذرد و حال با تجربه بازی Elden Ring احساس می‌کنم که این فرمول به نهایت تکامل خود رسیده. الدن رینگ نه تنها از لحاظ محیط بلکه از لحاظ داستان سرایی و طراحی نیز بسیار بزرگتر از پیشینیان خود عمل کرده. اما همچنان از فرمول ثابت ساخته‌های اخیر فرام سافتور پیروی می کند؛ اما این بار همه چیز در ابعاد بزرگتر. گاهی احساس می‌کردم که این فرمول کمی قدیمی شده. حتی بسیاری از محیط های بازی حس دژاوو را به من منتقل می‌کرد. با این حساب باز هم لحظات بسیار ماندگار و خاطره انگیزی را با این اثر رقم زدم و شاید همین موضوع مانعی باشد تا نتوانم آنچنان به فرمول قدیمی بازی ایراد بگیرم. به هرحال غایت یک بازی ویدیویی سرگرم کردن مخاطب و وارد کردن او به دنیای خارج از دنیای مادی است. به گونه‌ای که موقع تجربه بازی به صورت کامل از جسم خود خارج شوید و روحتان را در شخصیت اصلی گیم قرار دهید. حس همذات پنداری، بازی ویدیویی را بسیار جذابتر از هنرهای دیگر معرفی می‌کند. مقدمه را کوتاه می کنم و شما را به مطالعه ادامه نقد و بررسی بازی Elden Ring دعوت می نمایم. همراه وب سایت نوین اسپات و بنده باشید.

درست همانند دارک سولز، داستان بازی الدن رینگ نیز بسیار پیچیده و صد البته جذاب و منحصر به فرد است. خوشحالم که توسعه‌دهندگان درست همانند گذشته، با استفاده از انواع و اقسام آیتم ها و موارد مخفی و همچنین شخصیت‌های فرعی، داستان را برای مخاطب روایت می‌کنند. این موضوع بسیار زیباست و مخاطب را مجبور می‌کند تا گوشه گوشه‌ی دنیای وسیع بازی را بگردد؛ به امید این که اطلاعات جدیدی کسب کند و در نهایت داستان را به صورت کاملا متوجه شود و این روند ممکن است بین ۵۰ تا ۱۰۰ ساعت طول بکشد.

درست همانند دارک سولز، داستان بازی الدن رینگ نیز بسیار پیچیده و صد البته جذاب و منحصر به فرد است. خوشحالم که توسعه‌دهندگان درست همانند گذشته، با استفاده از انواع و اقسام آیتم ها و موارد مخفی و همچنین شخصیت‌های فرعی، داستان را برای مخاطب روایت می‌کنند. این موضوع بسیار زیباست و مخاطب را مجبور می‌کند تا گوشه گوشه‌ی دنیای وسیع بازی را بگردد؛ به امید این که اطلاعات جدیدی کسب کند و در نهایت داستان را به صورت کاملا متوجه شود و این روند ممکن است بین ۵۰ تا ۱۰۰ ساعت طول بکشد. به شما اطمینان می‌دهم که هیچ فیلم سینمایی نمی‌تواند بدینگونه داستانی را روایت کند و دنیا را برای مخاطب خود بسازد و همین موضوع تمایزی بین سینما و ویدئو گیم به شمار می‌رود. اتفاقات Elden Ring در سرزمینی به نام سرزمین میانه روایت می‌شود. پس زمینه داستانی این سرزمین، بسیار غنی و مملو از جزئیات سرسام‌آور است که با پیشروی در دنیای بازی می‌توانید با آن آشنا شوید. هر قسمت از بازی و هر قسمت از محیط آن، دارای داستان منحصر به فردی است و دانستن آن لذت گشت و گذار در محیط و پیدا کردن انواع و اقسام همه‌ی موارد مخفی را دو چندان می‌کند. این هنر سازنده است و باید به آن احترام گذاشت.

بیشتر بخوانید :  نمایش نقشه واشنگتن دی سی در بازی Division 2

مارتین توانسته از نهایت قوه تخیل خود استفاده کند و پایه ریزی بسیار قدرتمندی را برای داستان بازی الدن رینگ در نظر بگیرد. در حقیقت همین پایه‌ریزی مستحکم سبب شده که داستان به خوبی پیش برود و در نهایت به میل و انتخاب مخاطب، به اتمام برسد.

از لحاظ داستان‌پردازی و روایت ، Elden Ring نه تنها بی نقص، بلکه به شدت پرداخت شده کار کرده و تمام انتظارات طرفداران را برآورده کرده است. همانطور که می‌دانید، وظیفه‌ی داستان‌ سرایی این اثر برعهده آقای جورج آر آر مارتین بود که اکثر شهرت و اعتبار خود را با نوشتن کتاب‌های نغمه یخ و آتش به دست آورد. مارتین توانسته از نهایت قوه تخیل خود استفاده کند و پایه ریزی بسیار قدرتمندی را برای داستان بازی الدن رینگ در نظر بگیرد. در حقیقت همین پایه‌ریزی مستحکم سبب شده که داستان به خوبی پیش برود و در نهایت به میل و انتخاب مخاطب، به اتمام برسد.

الدن رینگ در ساخت شخصیت های فرعی و همچنین روایت داستان برای باس فایت‌ها و دشمنان مخصوص، درست همانند دارک سولز، فوق‌العاده عمل کرده. به گونه‌ای که پس از شکست دادن هر باس فایت به سراغ آیتم‌هایی که از او بدست آمده می‌روید و سعی می کنید که با خواندن اطلاعات و جزئیات این آیتم ها، دانش خود را در خصوص شخصیت افزایش دهید. در حقیقت چرخه داستانی بازی الدن رینگ رفته رفته بزرگتر و بزرگتر می‌شود و مخاطبان را در گیر و درگیرتر می‌کند. حتی گاهی اوقات برخی از نکات مخفی و آیتم های پنهانی که در دنیای بزرگ Elden Ring قرار دارند، نکات بسیار مهمی را در خصوص داستان روایت می‌کنند.

بازی دارای چندین پایان مختلف می‌باشد که با انجام مأموریت‌های فرعی، تعداد پایان‌های قابل دسترس افزایش پیدا می‌کند. البته این نکته را در ساختارهای پیچیده استودیوی فرام سافتور نیز دیده‌ایم اما داستان الدن رینگ و تمام نکات مربوط به آن، خیلی خیلی متفاوت‌تر از آنچه است که مشاهده کردیم. خوشبختانه روایت درست همانند دارک سولز صورت می‌گیرد و این خود مخاطب است که برای فهمیدن داستان، باید تلاش کند. هیچ کات سینی به جز کات سین ابتدایی، در بازی پخش نخواهد شد که داستان را برای شما تعریف کند و این خود شما هستید که تنها و تنها در دنیای بازی غرق می شوید؛ به امید اینکه راز جدیدی را کشف و پیدا کنید تا معمای نهایی حل شود.

 

توسعه‌دهندگان هیچ اصراری ندارند که داستان را کامل متوجه شوید و این شما هستید که باید برای فهمیدن آن، تلاش کنید و گوشه به گوشه‌ی دنیا وسیع بازی Elden Ring را بگردید. حتی در برخی از لوکیشن ها،طراحی دشمنان و محیط قصه های بسیاری را برای شما تعریف خواهند کرد به شرطی که همه جا را خوب بگردید و تمام آیتم ها را با دقت مطالعه کنید. شاید این امر در ابتدا کمی سخت باشد اما رفته رفته به آن عادت خواهید کرد و از اینگونه روایت، لذت خواهید برد.

یکی از شخصیت‌هایی که حسابی نظر من را جلب کرد، زنی به نام رانی بود. وی یک نیمه خدا می‌باشد و از ابتدا نقش مهمی را در روایت ایفا می کند. می‌توانید ماموریت های فرعی این شخصیت را دنبال کنید و آشنایی بیشتری با او پیدا کنید که همین امر منجر به درک مسائل بیشتری در خصوص بازی خواهد شد. در انتهای این بخش فقط و فقط می توانم به ستایش داستان و نحوه‌ی روایت و قرار گیری اتفاقات مختلف و تکمیل شدن زنجیره‌ی داستانی در انتهای بازی، بپردازم. توسعه‌دهندگان هیچ اصراری ندارند که داستان را کامل متوجه شوید و این شما هستید که باید برای فهمیدن آن، تلاش کنید و گوشه به گوشه‌ی دنیا وسیع بازی Elden Ring را بگردید. حتی در برخی از لوکیشن ها،طراحی دشمنان و محیط قصه های بسیاری را برای شما تعریف خواهند کرد به شرطی که همه جا را خوب بگردید و تمام آیتم ها را با دقت مطالعه کنید. شاید این امر در ابتدا کمی سخت باشد اما رفته رفته به آن عادت خواهید کرد و از اینگونه روایت، لذت خواهید برد. اینکه از داستان بازی لذت ببرید یا آن را کاملا نادیده بگیرید، انتخابی است که توسعه دهندگان در پیش روی شما قرار می دهند. در الدن رینگ هیچ چیز به آسانی به دست نخواهد آمد .

بیشتر بخوانید :  دانلود بازی Titanfall 2 بکاپ اوریجین [۲۲ شهریور]

 

اما یکی از گلگی های کوچک من در زمینه طراحی، به کمبود تنوع در میان دشمنان بازمی‌گردد. همانطور که در ابتدای مقاله گفته‌ام، الدن رینگ بسیار وسیع و گسترده‌تر از تمام ساخته‌های پیشین استودیو می‌باشد اما در بسیاری از قسمت های بازی، دشمنانی تکراری را مشاهده می‌کنید و شاید در اواخر، این روند کمی شما را ناامید سازد. به نظر من طراحی متنوع دشمنان می‌توانست بازی را چه از لحاظ بصری و چه از لحاظ گیم پلی، پیشرفت دهد. نکته‌ی ناامیدکننده اینجاست که بسیاری از دشمنانی که در انتهای خط داستانی مشاهده می کنید را در ابتدای آن نیز ملاقات نموده‌اید

استودیوی فرام سافتور و آقای هیدتاکا میازاکی در دهه‌ی اخیر، خاطرات فوق العاده‌ای را برای همه‌ی ما رقم زده‌اند. خوشبختانه الدن رینگ زنجیره‌ی موفقیت‌های این استودیو را ادامه داده و آن را قطع ننموده. خلاقیت توسعه‌دهندگان در ساخت محیط‌های بازی و طراحی دشمنان، فوق‌العاده و مثال زدنی است. هر قسمت از دنیای وسیع Elden Ring دارای آب و هوای مخصوص به خود و حال و هوای متفاوتی می‌باشد که هیچگاه مخاطب را خسته نمی‌کند. آنقدر تنوع در این دنیا وجود دارد که همیشه می‌توان انتظار چیز جدیدی را از آن داشت. اما یکی از گلگی های کوچک من در زمینه طراحی، به کمبود تنوع در میان دشمنان بازمی‌گردد. همانطور که در ابتدای مقاله گفته‌ام، الدن رینگ بسیار وسیع و گسترده‌تر از تمام ساخته‌های پیشین استودیو می‌باشد اما در بسیاری از قسمت های بازی، دشمنانی تکراری را مشاهده می‌کنید و شاید در اواخر، این روند کمی شما را ناامید سازد. به نظر من طراحی متنوع دشمنان می‌توانست بازی را چه از لحاظ بصری و چه از لحاظ گیم پلی، پیشرفت دهد. نکته‌ی ناامیدکننده اینجاست که بسیاری از دشمنانی که در انتهای خط داستانی مشاهده می کنید را در ابتدای آن نیز ملاقات نموده‌اید و شاید این یکی از معدود نکات منفی بازی باشد.

 

یکی از مهم‌ترین و بهترین نکات در خصوص بازی که باید به آن اشاره کرد، تلاش توسعه دهندگان برای غرق کردن مخاطب در اتمسفر و محیط Elden Ring می‌باشد و یکی از موثرترین مواردی که به این امر کمک کرده، موسیقی متن بازی است. برخلاف دارک‌سولز، پخش موسیقی متن به قسمت‌های باس فایت محدود نمی‌شود و به هنگام جستجو در محیط نیز موسیقی گوش نوازی متناسب با شرایط، به گوشتان خواهد خورد. این موسیقی با رنگبندی محیط و طراحی‌های خارق العاده‌ی بازی مخلوط می‌شود تا مخاطب از دنیای فیزیکی خود خارج شود و پا به سرزمین میانه بگذارد. سرزمینی که اتفاقات بد و بغرنجی را تحمل کرده و همچنان در شرایط ناهمواری به سر می‌برد.

 

سختی الدن رینگ بیش از همه چیز در ابتدای بازی خود را نشان می‌دهد. درست زمانی که تجربه‌ی خاصی از این دنیای بزرگ ندارید و گیج و مبهوت به دنبال راهی برای نجات می‌گردید. در اینجاست که بازی چالش های بزرگی را در پیش روی شما قرار می دهد تا بتوانید آنها را پشت سر بگذارید و تجربه کسب کنید. شاید در بسیاری از مواقع احساس کنید که پیشروی در بازی غیر ممکن است و این پایان خط است اما باز هم کنترل را در دستان خود می گیرید و برای یک تلاش دیگر، آماده می‌شوید

بدون شک خودتان متوجه شده‌اید که بازی Elden Ring عنوانی چالش‌برانگیز به شمار می‌رود و قصد دارد تا لذت پیروزی را به گونه‌ای متفاوت به مخاطب خود ارائه نماید. در ابتدای بازی می‌توانید کلاس شخصیت خود را انتخاب کنید و بدین ترتیب سفرتان را در سرزمین میانه آغاز نمایید. نحوه‌ی آپگرید شدن و ارتقا، شباهت بسیار زیادی به مجموعه دارک سولز دارد. با شکست دادن دشمنان واحد پول بازی را دریافت می کنید و با استفاده از آن می‌توانید شخصیت خود را در مهارت‌های متفاوت و همچنین مشخصی ارتقا دهید. بدین گونه برای انجام چالش‌های بزرگتر و رویارویی با دشمنان سخت‌تر، آماده خواهید شد. اما میزان سختی بازی به چه اندازه است؟ آیا Elden Ring سخت‌ترین ساخته‌ی استودیوی فرام سافتور به شمار می‌رود؟ در حقیقت نمی‌توان پاسخ مشخصی به این سوال داد زیرا که هر فرد نسبت به مهارت خود، برداشت متفاوتی از سختی دارد. به عنوان مثال شاید بلادبورن برای آقای X به عنوان سخت‌ترین بازی فرام سافتور به شمار آید و آقای Y، سکیرو را به عنوان سرسخت‌ترین ساخته‌ی استودیوی مذکور، معرفی کند. سختی الدن رینگ بیش از همه چیز در ابتدای بازی خود را نشان می‌دهد. درست زمانی که تجربه‌ی خاصی از این دنیای بزرگ ندارید و گیج و مبهوت به دنبال راهی برای نجات می‌گردید. در اینجاست که بازی چالش های بزرگی را در پیش روی شما قرار می دهد تا بتوانید آنها را پشت سر بگذارید و تجربه کسب کنید. شاید در بسیاری از مواقع احساس کنید که پیشروی در بازی غیر ممکن است و این پایان خط است اما باز هم کنترل را در دستان خود می گیرید و برای یک تلاش دیگر، آماده می‌شوید. همیشه همین طور است مگر نه ؟

بیشتر بخوانید :  سونی اختراعی دیوانه وار در رابطه با پلی استیشن وی آر به ثبت رساند

 

الدن رینگ خیلی شبیه به دارک سولز است و شاید در برخی موارد این موضوع کمی توی ذوق بزند. بسیاری از سلاح‌ها و انیمیشن‌ها و مکانیک‌ها به صورت کاملا دست نخورده از دارک سولز به الدن رینگ منتقل شده‌اند و این موضوع کمی ناامید کننده است.  البته تلاش توسعه دهندگان برای پیاده‌سازی فرمول‌شان در مقیاسی بسیار بزرگتر، قابل تحسین و دوست داشتنی است اما گاهی اوقات با خود آرزو می‌کردم که ایکاش سازندگان کمی پیشرفت در انیمیشن سازی اعمال می کردند.

تغییراتی در گیم پلی بازی و به خصوص مبارزات الدن رینگ اعمال شده که ذکر کردن آنها خالی از لطف نیست. اولین تغییر مربوط به اضافه شدن المانی به نام Ashes Of War می‌باشد که کمی متفاوت‌تر از Battle Art در دارک سولز ۳ است. این المان بر روی اسلحه های مختلف اعمال می‌شود. البته برخی از اسلحه‌های ویژه‌ای که در بازی پیدا می‌کنید، ضربه‌ی مخصوص به خود را دارند. تنوع اسلحه ها در بازی راضی کننده است اما بسیاری از آنها را در ساخته‌های پیشین استودیو مشاهده کردیم. به هر حال توسعه دهندگان سعی کرده‌اند که تا حد امکان اسلحه‌های جدیدی را در دسترس مخاطبان قرار دهند و سیستم مبارزات را برای آنها جذابتر کنند. تقریباً می‌توان گفت که فیزیک بازی دست نخورده باقی مانده و تنها بهبود های بسیار کوچکی در آن اعمال شده.

 

اما یکی از بزرگ ترین نقاط قوتی که در بازی مشاهده می شود و قصد اشاره به آن را داریم، سکانس های هیجان انگیز مبارزه با باس فایت‌های اصلی بازی می‌باشد. توسعه دهندگان درست همانند گذشته، باس فایت‌های فوق العاده‌ای را برای بازی تدارک دیده‌اند که مبارزه با هر کدام از آنها استراتژی متفاوتی می طلبد و پیدا کردن این استراتژی می‌تواند برای ساعاتی طولانی شما را سرگرم کند. شاید به هنگام مبارزه با برخی از باس‌های بازی حسابی عصبانی شوید و از باخت های پیاپی خود ناامید گردید اما در نهایت دوباره کنترل را در دستان خود می‌گیرید و برای پیدا کردن یک استراتژی بهتر، تلاش می‌کنید و این جادوی ساخته‌های استودیوی فرام سافتور به شمار می‌رود. پس زمینه‌ی داستانی باس فایت‌ها فوق العاده و سرگرم کننده هستند. طراحی ظاهری آنها نیز اطلاعات بسیاری در خصوص گذشته‌شان به شما می‌دهد و اگر بخواهم به صورت خلاصه بگویم، باس فایت‌های اصلی بازی Elden Ring از هیچ لحاظ کم و کسر ندارند.

 

همان طور که بارها اشاره کردیم، الدن رینگ بسیار شبیه به سه گانه دارک سولز بوده و نمی‌توان منکر طرح این موضوع شد. اما آیا می‌توان این امر را بد و خسته کننده تلقی کرد؟

در حقیقت برای بنده این جوری نبود زیرا که نحوه‌ی روایت داستان و روند کلی گیم پلی در سه گانه دارک سولز را به شدت دوست داشتم و توانست صدها ساعت من را سرگرم و مجذوب خود سازد. از همین رو نمی‌توانم به الدن رینگ خرده‌‌ی چندانی بگیرم؛ مخصوصاً وقتی توسعه‌دهندگان در تلاش بوده‌اند تا موارد جدیدی را به پیکره‌ی بازی اضافه کنند. اما امیدوارم که اگر قصد ادامه این اثر وجود داشته باشد، تغییرات جدی و بزرگتری در آن اعمال گردد. شاید ۸۰ درصد از اسلحه‌ها را در بازی‌های پیشین مشاهده کرده باشیم و هنوز انیمیشن‌ها شبیه به قبل باشند ولی خوشبختانه الدن رینگ همان جادوی دارک سولز را در قلب خود نهفته همین موضوع سبب می‌شود که برای صدها ساعت در دنیای آن غرق شوید.

جمع بندی

Elden Ring تکامل یافته‌ی فرمول موفق دارک سولز در مقیاسی بسیار بزرگ‌تر است . شاید در ابتدا همه چیز آشنا به نظر برسد و این اثر بسیاری از ویژگی‌های خودش را از بازی‌های پیشین ساخته شده توسط فرام سافتور به ارث برده باشد، اما خوشبختانه به همان اندازه نیز جذاب و مسحور کننده است و پیشرفت‌های قابل تقدیری داشته؛ کم اما قابل تقدیر .....

امتیاز سایت

فوق العاده9.2

نقاط قوت

  • سکانس‌های باس فایت بی‌نظیر
  • موسیقی متن خارق العاده
  • محیط بسیار بزرگ و غنی و متنوع
  • سیستم مبارزات که به لطف Ashes If War پیشرفت خوبی داشته
  • طراحی‌های بی‌نظیر و خیر کننده
  • روایتی به شدت جذاب و مسحور کننده

نقاط ضعف

  • کمبود جدی در تنوع دشمنان
  • عدم هیچگونه تغییر خاص در انیمیشن‌ها و فیزیک
  • تکرار بیش از حد برخی از باس فایت‌های فرعی که از خاص بودن آن‌ها می‌کاهد

دیدگاه کاربران

1 دیدگاه
علی

با تشکر
نمره ی شما در سایت ویوکریتیک ثبت شد.
https://viocritic.com/scores/elden-ring

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

`