a way out

بررسی بازی A Way Out

بازی های مرتبط

«ژوزف فارس» نامی است که احتمالا این روزها همه جا آن را می‌بینید و توانسته‌اید کمابیش با آن آشنایی نسبی کسب کنید. او همان کسی است که با حالتی عجیب و غریب و دگرگون روی سن مراسم TGA ظاهر شد و تا آنجا که توانست مراسم اسکار و بانیانش را مورد عنایت قرار داد. این مرد عصبانی در واقع سال‌ها پیش از این که وارد میدان ساخت بازی‌های ویدئویی شود، کارگردان سینما بود و تعدادی فیلم سینمایی نیز تولید کرد. (که احتمالا نفرت عجیبش از اسکار هم به این بخش از زندگی‌اش مربوط می‌شود!) نخستین ورود او به صنعت بازی‌ها مربوط می‌شود به بازی خوش‌نام و پر طرفدار Brothers: A Tale of Two Sons. فارس این بازی را کارگردانی کرد و پس از دریافت بازخوردهای شدیدا مثبت، بلافاصله کار روی پروژه‌ی بعدی‌اش را آغاز کرد. پروژه‌ای که در ابتدا آن را با نام Project Hazelight می‌شناختیم اما در E3 سال گذشته بود که فهمیدیم نام بازی جدید فارس A Way Out است. اکنون این بازی پر آوازه به دست ما رسیده و قصد داریم در این مجال به بررسی آن بپردازیم. ما را همراهی کنید.

a way out

A Way Out داستان دو دوست را تعریف می‌کند که هر دو درون یک زندان به حبسی طولانی محکوم شده‌اند. آن‌ها شخصیت‌های متفاوتی دارند و هر یک به دلیل خاصی گرفتار میله‌های زندان شده. وینسنت مردی بود که سال‌های زیادی را در کنار خانواده‌ی خود سپری کرده و با کار در بانک زندگی خود را می‌گذراند. او پس از مدتی با شنیدن وعده‌های شیرین کسب پول آسان، خام می‌شود و تن به شرکت در خلافکاری‌های سازماندهی شده می‌دهد. پول‌شویی، اختلاس و حتی قتل جرائمی هستند که باعث شده‌اند وینسنت برای مدتی طولانی، گرفتار سلول نمناک و تاریک زندان شود. از طرف دیگر لئو تفاوت‌های زیادی با وینسنت دارد. او که در یک یتیم‌خانه بزرگ شده از همان دوران کودکی در عملیات‌های خلافکارانه‌ی ریز و درشت شرکت می‌کرد و با رسیدن به سن بزرگسالی با یکی از دخترانی که در همان یتیم‌خانه او را ملاقات کرده بود، ازدواج کرد. لئو یک روز موقعی که به همراه همدستش جواهر گرانبهایی را به سرقت برده بود، توسط پلیس‌ها دستگیر می‌شود و عاقلبتش درست مانند وینسنت به دست قانون رقم می‌خورد. وینسنت و لئو در این زندان با یکدیگر آشنا می‌شوند و با رخ دادن اتفاقاتی عجیب، با یکدیگر دوستی و آشنایی مختصری پیدا می‌کنند. آن‌ها متوجه می‌شوند که عامل به زندان افتادن هر دوی آن‌ها در واقع یک نفر است و او کسی است که باید بابت همه‌ی سختی‌هایی که در این مدت به آن‌ها و خانواده‌هایشان تحمیل شد، جواب پس بدهد. به همین دلیل وینسنت و لئو، تیم دو نفره‌ی خوبی تشکیل می‌دهند و هر طور شده از زندان فرار می‌کنند تا انتقام بگیرند.

 a way out scape

داستان بازی به خطوط فوق ختم نمی‌شود و ریزه‌کاری‌ها و جزئیات فراوانی در آن انتظارتان را می‌کشد. اتفاقات داستان درست با همان رستمی جلویتان سبز می‌شوند که باید و هیچ‌وقت پیش نمی‌آید که احساس خستگی کنید و یا حوصله‌تان سر برود. بازی پردازش شخصیت‌هایش را به درستی انجام داده و آن‌ها را با روندی درست، باورپذیر و عالی طراحی کرده و به عنوان بازیکن می‌توانید به راحتی با شخصیت اصلی خود ارتباط برقرار کنید. همانطور که می‌دانید، این بازی یک تجربه‌ی کو-آپ است. بدین معنا که فقط و فقط در حالت دو نفره قادر به انجام آن هستید. بازی در دو حالت انلاین و آفلاین قابل بازی است و می‌توانید در بخش آنلاین با دیگر دوستانتان که از لحاظ فیزیکی با آن‌ها فاصله دارید هم بازی کنید. (هرچند در این حالت بازی همچنان ساختار Split Screenاش را حفظ می‌کند.) اما تجربه‌ی واقعی A Way Out زمانی شکل می‌گیرد که به صورت لوکال ان را بازی کنید. شما می‌توانید به همراه همبازی خود از روی مبل بازی را به صورت دو نفره (اسپلیت اسکرین) و توصیه‌ی کارگردان و تیم سازنده نیز دقیقا همین بوده است. هر یک از بازیکنان باید یکی از شخصیت‌های بازی را انتخاب کنند. زمانی که شخصیت خود را انتخاب کردید، بازی تا انتها شما را در نقش همان شخصیت قرار می‌دهد تا بتوانید با او احساس همذات پنداری بهتری داشته باشید. یکی از ویژگی‌های روایی داستان بازی این است که هر شخصیت به طور کامل تجربه‌ی خود را از مراحل و ماجراهای بازی ارائه خواهد کرد. برای مثال اگر شما بازی را با لئو آغاز کنید، در طول بازی کات‌سین‌های متفواتی می‌بینید، در موقعیت‌های متفاوتی قرار می‌گیرید و حتی دیالوگ‌های متفاوتی می‌شنوید. تیم سازنده حتی در گوشه به گوشه‌ی محیط هم برای وینسنت و لئو، تجربه‌های متفواتی فراهم آورده است. تجربه‌هایی که اگر شما در نقش کارکتر مقابل بازی را آغاز می‌کردید، به شکل دیگری رقم می‌خوردند.

بیشتر بخوانید :  بازی A Way Out ممکن بود به عنوانی انحصاری تبدیل شود

a way out two ways

شخصیت‌های وینسنت و لئو همواره در طول داستان یکدیگر را کامل می‌کنند. همانقدر که ائو کله‌ش و گستاخ است، وینسنت انسانی متفکر و باهوش است و هر کاری را درست و اصولی انجام می‌دهد. از طرفی در مقابل ترس‌ها و ناتوانی‌های وسنسنت، این لئو است که با به خرج دادن شجاعت و جسارت ضعف‌های دوستش را جبران می‌کند. شخصیت‌های بازی را نمی‌توان آنقدر عمیق و پرداخته شده دانست که بتوانند با بزرگان ژانر ادونچر و شخصیت‌های فیلم‌های سینمایی رقابت کنند؛ اما باز هم آنقدر جذابیت و عمق در آن‌ها وجود دارد که بتوانیم آن‌ها را بهتر و باکیفیت تر از شخصیت‌های هشتاد درصد بازی‌های AAA موجود در بازار بدانیم. شادی تنها ایرادی که بتوان به بخش داستان بازی گرفت این باشد که ایاردات منطقی نگذاشته‌اند بازی احساسی تماما واقعی را برای بازیکن به ارمغان آورد. منظور از ایرادات منطقی اتفاقاتی است که در طول داستان با عقل جور در نمی‌آیند و صفا به نظر می‌رسد برای عملی شدن ایده‌های سازندگان و برای پیش رفتن مراحل درون بازی قرار گرفته‌اند. اگر دقت کنید (و تمام مدت حواستان به دعوا کردن با هم‌بازی‌تان نباشد!) می‌توانید مثال‌های زیادی را در این خصوص در داستان بازی پیدا کنید. یکی از این موارد مربوط به موقعی است که وینسنت و لئو قصد دارند یک پیچ‌گوشتی را وارد سلول‌های زندان کنند. هنگامی که گاردهای زندان مشغول گشتن آن‌ها هستند، شما می‌توانید شیء مورد نظر ار از پنجره به دوستتان بدهید تا تا هنگام تفتیش بدنی لو نروید. وجود یک پنجره در آن مکان آنقدر احمقانه است که به راحتی می تواند شما را از داستان بازی ناامید کند و متقاعدتان کند این اتفاقات صرفا برای این پشت سر هم چیده شده‌اند که روند داستان و رخ‌دادهای بازی به جلو هدایت شود. در واقع این مسئله با اغراق و به کارگیری تخیل تفاوت دارد. کسی با این مسئله مشکلی ندارد که چطور لئو در عرض چند دقیقه پنج-شش نفر از ماموران پلیس را شل و پل می‌کند. مشکل ما با مواردی است که از لحاظ منطقی با قواعد و قوانین دنیا بازی سازگاری ندارند. درست مثل همان پنجره‌ی کذایی!

a way out prison

A Way Out یک بازی تماما کو-آپ است. یعنی حتما باید آن را به همراه شخص دیگری بازی کنید و به هیچ وجه پای هیچ گونه هوش مصنوعی وسط نیست. سازنده‌ی بازی از عمد این ویژگی‌ را به صورت اجباری در بازی قرار داده تا کسانی که بازی را انجام می‌دهند یا لذت کافی از آن ببرند و یا این که الا بازی نکنند! از همان ابتدا که این ویژگی معرفی شد عده‌ی زیادی به آن اعتراض کردند و اجبار در بازی کردن به صورت کو-آپ را یک محدودیت بد تلقی کردند. در حقیقت اگر به درستی نگاه کنیم، بازی به صورت کوآپ هم دردسرهای خاص خودش را دارد. حالا اگر بخواهید به صورت لوکال بازی کنید هم باید مقداری دردسر اضافه را تحمل کنید! همانند خود این نگارنده که برای دریافت بهترین تجربه‌ی ممکن از این بازی ناچار شد سه روز میهمانی برگذار کند و ناهار و شام بپزد! آری قبول دارم که بازی کردن بدین شکل کمی دردسر دارد اما نکته اینجاست که وقتی خود سازنده‌ی بازی برای تجربه‌ای ما از آن بازی دریافت می‌کنم ارزش قائل شده و با چنین ریسک بزرگی بازی‌اش را روانه‌ی بازار کرده، چرا ما برای تجربه‌ی خودمان از بازی ارزشی قائل نمی‌شویم؟! چرا به بازی کردنمان احترام نمی‌گذاریم؟! بازی کردن کاری نیست که سرسری و بدون ملاحظه انجامش دهیم. ممکن است مسخره به نظر برسد ولی حقیقتا بازی کردن هم ادب و آداب مخصوص خودش را دارد! اگر برای بازی کردنتان احترامی قائل نباشید و بهترین شرایط را برای آن فراهم نکنید، لذت واقعی‌ای که در بازی‌ها نفته است را نخواهید چشید! از همین رو علیرغم همه‌ی اعتراضات و نقدهایی که این ویژگی از بازی را هدف گرفته بودند (و در  مواردی از واژه‌های بسیار نامناسب و بی‌شرمانه‌ای چون Forced Co-op برای توصیف آن استفاده کرده بودند) ما این ویژگی را در بخش نکات خوب بازی لیست می‌کنیم. وقتی که یک سازنده خودش ریسک می‌کند و برای ارائه‌ی یک تجربه‌ی بهتر به بازیکن، فروش بازی خودش را به خطر می‌اندازد، چرا ما باید آن را پس بزنیم  مورد انتقاد قرارش دهیم؟

بیشتر بخوانید :  معرفی بازی The Pathless به همراه اطلاعات تکمیلی

a way out 4

A Way Out را می‌توان در بخش ژانر یک اکشن ادونچر نامید. بازی به سبک‌های فراوانی چنگ می‌اندازد اما هیچ‌یک از آن‌ها را به عنوان هسته‌ی اصلی در نظر نگرفته. مخفی کاری، رانندگی، تیر اندازی، پلتفرمینگ و بسیاری المان‌های دیگر در مراحل بازی به چشم می‌خورند. اما هیچ‌یک از آن‌ها تا انتها ادامه ندارد و نمی‌توان به ژانر بازی گره‌شان زد. در واقع روند بازی از ریشه این گونه طراحی شده که تجربه‌هایی را برایتان فراهم کند که در حالت کو-آپ از آن‌ها لذت ببرید. در واقع A Way Out را می‌توان مجموعه‌ای از لحظات دوست داشتنی در بخش کوآپ نام برد که یک بازی ویدئویی هم روی آن ساخته شده و داستانی هم بر اساسش نوشته شده. روند مراحل بازی به صورت سوم‌شخص دنبال می‌شود و به تجربه‌های مختلفی می‌انجامد. گاهی به صورت SplitScreen دنبال می‌شود و گاه به صورت تمام صفحه. به جز مراحل یک‌بار مصرف (مراحلی که صرفا یک‌بار شاهدشان هستیم و دیگر در ادامه قرار نیتس تجربه‌شان کنیم؛ همانند پارو زدن با قایق در رودخانه‌ای بزرگ که همه‌ی انیمیشن‌ها و مدل‌ها و جزئیاتش فقط یک بار در بازی وجود دارند) کلیت ساختار بازی را گشتن در محیط‌ها و تعامل با کارکترها و وسایل تشکیل می‌دهد. محیط‌های بازی مملو از جزئیات مختلف‌اند که وینسنت و لئو می‌توانند هر یک به صورت جداگانه با آن‌ها تعامل داشته باشند. در محیط‌های بازی مینی‌گیم‌های فراوانی نیز پیدا می‌شوند که برای ساعت‌ها سرتان را گرم خواهند کرد. مینی‌گیم‌هایی چون پرتاب نعل اسب، بازی دارت، نواختن موسیقی، بیس‌بال، بستگبال و ده‌ها مورد دیگر که نمی‌توانم در این مجال از آن‌ها نامی ببرم. قرار دادن این مینی‌گیم‌ها در جریان گیم‌پلی یکی دیگر از ویژگی‌های فوق‌العاده‌ی A Way Out است که استعدادهای سرشار فارس و تیمش در طراحی بازی‌ها را نشان می‌دهد.

a way out doz

در واقع باید از بخش طراحی مراحل A Way Out به عنوان شاهکار اصلی این بازی یاد کنم. مراحل به گونه‌ای پشت سر هم قرار گرفته‌اند که حتی گاهی نمی‌توانید ریتم لذتی که از آن‌ها می‌برد را به درستی هضم کنید. در حالی که هنوز از تاثیر مراحل قبلی شوک‌زده هستید و به تحسین بازی مشغولید، بازی بلافاصله چیز جدیدی رو می‌کند تا شما را بیش از پیش تحت تاثیر قرار دهد. به جرئت می‌گویم که این روند به صورت یکپارچه تا انتهای بازی حفظ می‌شود. A Way Out مثل یک قطار شادی سریع و پرهیجان است که با سرعت زیادش لحظات بیاد ماندنی فراوانی را خلق می‌کند و البته درست مثل یک ترن هوایی، به نسبت دیگر سرگرمی‌های پارک (بازی‌های دیگر) برای مدت زمان کمتری سرگرمتان می‌کند. بازی نمی واند سی- چهل ساعت شما را پای کنسول بنشاند اما همانند همه‌ی کسانی که بعد از تمام شدن سواری ترن هوایی، دوست دارند آن‌را یک بار دیگر هم امتحان کنند، شما نیز با یک‌بار بازی کردن از A Way Out سیر نخواهید شد. ارزش تکرار بازی بسیار بالاست و به خصوص زمانی که دوستانتان شما را همراهی می‌کنند می‌توانید حتی تا ۳ الی ۴ بار بازی را به اتمام رسانید؛ بدون این که خسته و یا دل زده شوید.

بیشتر بخوانید :  لیست اچیومنت های A Way Out منتشر شد

a way out co op

«همکاری» و «هماهنگی» کلیدواژه‌هایی هستند که هسته‌ی اصلی A Way Out بر اساس آن‌ها شکل گرفته. در طول بازی شما و همراهتان باید به معنای واقعی کلمه با یکدیگر تعامل داشته باشید و هماهنگ جلو بروید. در غیر این صورت با مشکلات فراوانی روبرو خواهید شد و از بازی هم لذت چندانی نخواهید برد. بازی به طور عمد مراحلش را طوری طراحی کرده که شما ناچار باشید با دوستتان گفت و گو کنید. انتخاب‌هایی که پیش رویتان قرار می‌گیرند با دو رای کامل می‌شوند. بدین معنا که قبل از انتخاب یک راه، هر دویتان باید برای انجام ان متقاعد شده باشید. (یا به زور و یا با منطق! مثل من که خیلی ساده به دوست عزیزم گفتم: «ببین؛ My house… My rules!!») این یکی از راه‌هایی است که ژوزف فارس با استفاده از آن‌ها سعی کرده سر گفت و گو و سخن را میان بازیکنان باز کند. در واقه هدف اصلی از اجباری بودن کوآپ این بازی این است که با دوستتان تعامل کنید و تجربه‌هایی داشته باشید که در دنیای واقعی ممکن نیستند. سر دوستتان داد بزنید، سر گرفتن امتیازها با او کل‌کل کنید و مقدمات دعوا و کتک‌کاری را فراهم کنید! (این مورد واقعا برای ما رخ داد) و خلاصه این که یک تفریح دوستانه و صمیمی داشته باشید. این چیزی است که از ابتدا سازندگان سعی کرده‌اند درون بازی پیاده‌اش کنند و نظر من این است که شدیدا در این کار موفق بوده‌اند.

a way out- puzzle

با این که A Way Out یک بازی مستقل است و بودجه‌ی چهار-چنج میلیون دلاری‌اش هفت- هشت برابر کمتر از بازی‌های بزرگ و AAA بوده، باز هم توانسته از لحاظ گرافیک عملکرد خوبی داشته باشد. گرافیک فنی بازی را حتی می‌توان با بسیاری از بازی‌های AAA امسال هم مقایسه کرد و این نشان از تلاش بالای تیم HazeLight دارد. تنها مشکلی که در این زمینه بازی را آزار می‌دهد انیمیشن‌های ضعیف است که با وجود بهره‌گیری سازندگان از تکنولوژی موشن کپچر، اصلا و ابدا آن‌گونه که باید از آب در نیامده‌اند. شاید دلیلی این ام این باشد که همه‌ی انیمیشن‌ها و موکپ بازی توسط جناب کارگردان انجام شده است. در واقع شاید بهتر بود انجام این انیمیشن‌ها با افراد باتجربه تر و بدلکاران ورزشکاران سپرده می‌شد. شاید جناب فارس بازی‌ساز خیلی خوبی باشد اما مشخصا در موکپ کردن چندان هم مجرب نیست.

بازی در بخش موسیقی و صداگذاری عملکرد خوبی دارد و موفق می‌شود خیلی خوب شما را وارد فضایی که می‌خواهد کند. البته مسئله‌ی مهم در این بخش استفاده از برادر جناب کارگردان برای گویندگی شخصیت لئو بوده که اصلا معقول به نظر نمی‌رسد! طبق گفته‌های فارس او این کار را به رایگان انجام داده و پولی از تیم نگرفته ولی باز هم جا داشت که با استفاده از یک بازیگر مجرب‌تر (که بینی‌اش هم از حد مشخصی بزرگ‌تر نباشد) ظاهر و صدای بهتری برای شخصیت لئو دست و پا می‌شد.

a way out final

جمع بندی

به عنوان آخرین سخن باید بگویم خوشبختانه افرادی مانند جوزف فارس راه و رسم بازی ساختن را بلد اند. آن‌ها خوب می‌دانند چگونه باید بازی ساخت و چگونه باید بازیکنان را در آن هیجان‌زده کرد. فارس بازی سازی را با اشتیاق دنبال می‌کند و به آن به چشم شغل و راهی برای پول در آوردن نمی‌نگرد. همین است که باعث می‌شود بازی‌های او به جای روند تکراری و سفارشی‌سازی شده‌ی بازی‌های بلاک‌باستر امروزی، شکلی هیجان‌انگیز جذاب به خود گیرد. شاید انجام بازی در بهترین شرایط اندکی سخت باشد اما مطمئنا ارزشش را دارد. A Way Out به همه‌ی کسانی که این متن را می‌خوانند توصیه می‌شود.

امتیاز سایت

عالی8.5

میانگین امتیاز کاربران

فوق العاده9.30

نقاط قوت

  • داستان پر هیجان
  • شخصیت‌ پردازی خوب
  • شاهکار در طراحی مراحل
  • اجباری بودن کو-آپ

نقاط ضعف

  • اجباری بودن کو-آپ
  • انیمیشن‌های ضعیف

دیدگاه کاربران

0 دیدگاه

اولین نفری باشید که نظر میدهد...

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

`