Half-Life 2

تاثیرگذارترین بازی‌های قرن ۲۱ | قسمت پنجم | Half Life 2

بازی های مرتبط

قصد داریم به بررسی بازی‌هایی بپردازیم که یا سطح توقعات بازیکنان را تغییر دادند، یا محدودیت‌های موجود در یک ژانر بازی را گسترش دادند و تعاریف جدیدی را در یک ژانر بازی ارائه کردند و یا در آن‌ها موضوعات جدیدی وجود داشت که بازی‌های دیگر به آن نپرداخته بودند و چیز جدیدی محسوب می‌شدند. برخی از بازی‌های موجود در این فهرست به قدری تأثیر گذار بودند که تبدیل به منبع الهامی برای نسل‌های متوالی توسعه دهندگان بازی شدند. برخی از بازی‌های دیگری که در فهرست به آن‌ها اشاره شده است توانستند اقتصاد بازی‌های ویدیویی را به طور کلی دگرگون کنند. این عناوین تأثیرگذار تنها مورد توجه توسعه دهندگان بازی قرار نگرفتند بلکه بازیکنان و در برخی موارد یک جامعه‌ی بزرگ را تحت تأثیر قرار دادند. در زیر قصد داریم به بررسی 10 مورد از تأثیرگذارترین بازی‌های ویدیویی قرن 21 بپردازیم. در این قسمت به بازی محبوب Half Life 2 خواهیم پرداخت. در ادامه همراه نوین اسپات باشید.

سال 2004 میلادی پر از عناوینی بود که در تاریخ بازی‌های ویدیویی ماندگار شدند و تأثیر چشمگیری بر روی این صنعت داشتند. مثلاً بازی World of Warcraft توانست زیر ژانر موبا را به خوبی به مخاطبان معرفی کند و به آن عمومیت ببخشد. Doom 3 توانست با جلوه‌های بصری فوق‌العاده‌اش همه را شگفت زده کند و Halo 2 هم موفق شد استانداردهای جدیدی را در بازی‌های آنلاین کنسولی معرفی کند و به پرچم‌داری در این زمینه تبدیل شود. یکی دیگر از عناوینی که در این سال منتشر شد و تأثیر غیر قابل انکاری بر روی صنعت بازی‌های ویدیویی گذاشت و آن را برای همیشه تغییر داد، Half Life 2 بود. به جرئت می‌توان گفت که این عنوان مورد انتظارترین بازی کل دهه‌ی 2000 بود و بعد از انتشارش هم توانست چشم انداز بازی‌های ویدیویی را تغییر دهد. نسخه‌ی اول این بازی هم یکی از مهم‌ترین و محبوب‌ترین عناوین PC بود که کمپانی Valve Software (وَلو) توسعه‌ی آن را بر عهده داشت اما نسخه‌ی دوم آن توانست به طور کلی نمای پی سی گیمینگ را عوض کند و آن را به چیزی تبدیل کند که امروزه می‌شناسیم.

بازی half life 2در همان دورانی که این بازی منتشر شد هم انتظارات مخاطبان از آن بسیار بسیار بالا بود. نسخه‌ی اول مجموعه‌ی Half-Life نقطه‌ی عطفی برای بازی‌های داستان محور به شمار می‌رفت. هم سایر توسعه دهندگان و هم مخاطبان به سرعت متوجه شیوه‌ی غیر معمول و خلاقانه‌ی این بازی در داستان سرایی شدند. کمپانی ولو توانست با این شیوه‌ی داستان سرایی انقلابی در صنعت گیم به پا کند و سطح توقع جدیدی در بازیکنان ایجاد کند. هف لایف از شیوه‌ی سنتی پیشروی در مراحل و بخش‌های داستانی که در سایر عناوین اول شخص وجود داشتند فاصله گرفته بود و گویا این دو بخش را به طرزی جدا نشدنی با هم ترکیب کرده بود. روایت داستان این بازی به شیوه‌ای منفعلانه صورت می‌گرفت و بازیکن متوجه نمی‌شد که در این بخش بازی بیشتر بر روی داستان تأکید شده یا گیمپلی. ولو توانسته بود تعادلی بی نظیر میان این دو ایجاد کند که مانند آن در سایر عناوین به هیچ وجه دیده نشده بود.

خود خالقان بازی هم از استقبال عجیب و غریب مخاطبان تعجب کرده بودند. بازیکنان به طرز دیوانه‌واری عاشق هف لایف شده بودند و این علاقه بالاخره خود را در قالب مادهای دست ساز و محتوای تولید شده به دست مخاطبان نمایان کرد. شاید یکی از معروف‌ترین این موارد که هر گیمری نام آن را شنیده است ماد معروف Counter-Strike باشد. جامعه‌ی ماد سازان Half-Life روز به روز گسترده‌تر می‌شد و توسعه دهندگان دیگر نیز سعی داشتند از کمپانی ولو الهام بگیرند و موفقیت آن را تکرار کنند. اما در همین حین، خود کمپانی ولو سخت در تلاش بود تا توسعه‌ی نسخه‌ی دوم این بازی را به نحو احسن انجام دهد. ولو از عهده‌ی این وظیفه به بهترین شکل بر آمد و توانست بازی‌ای را بسازد که جایگاه این شرکت را به عنوان یکی از خلاق‌ترین نیروها در صنعت گیم مستحکم کند. Half Life 2 در تاریخ 16 نوامبر 2004 (مصادف با 26 آبان 83) منتشر شد و توانست هم از لحاظ طراحی و هم از لحاظ تجاری به یک موفقیت به تمام معنا تبدیل شود. این بازی پیشرفت‌های بسیاری نسبت به نسخه‌ی اولش داشت و داستان آن نیز بر اساس پیش زمینه‌ی داستانی شخصیت‌هایی که در نسخه‌ی اول حضور داشتند، پی ریزی شده بود. با این وجود ولو توانسته بود برای باری دیگر از همان شیوه‌ی داستان سرایی منفعلانه استفاده کند. احساس می‌کردید در یک دنیای ساکت قرار دارید که کسی داستان را برای شما روایت نمی‌کند بلکه خودتان با چشمتان آن را می‌بینید. ولو توانسته بود به خوبی از شعار “نگو، نشان بده” پیروی کند و آن را به نحو احسن در نسخه‌ی دوم هف لایف پیاده سازی کند.

بازی half life 2یکی از نکاتی که در هنگام انتشار Half Life 2 بسیار مورد توجه قرار گرفت پیشرفت‌هایی بود که این بازی نسبت به نسخه‌ی اولش داشت. سایت گیم اسپات در سال 2004 در نقد خود از این بازی این گونه نوشته بود:

درست است که Half-Life 2 خلاقیت‌های کمی دارد اما باز هم این عنوان یک شوتر اول شخص درگیر کننده و فوق‌العاده است. این عنوان همچنین یک موفقیت تکنولوژیکی حیرت انگیز محسوب می‌شود.

این نقد را سردبیر سابق سایت یعنی «جیمز اکامپو» نوشته بود. شاید برایتان جای سؤال باشد که منظور از موفقیت تکنولوژیکی حیرت انگیز که در نقد به آن اشاره شده بود چیست. محور اصلی Half-Life 2 انجین سورس بود. این انجین از دارایی‌های شرکت ولو است و در ساخت نسخه‌ی اول بازی نیز از همین موتور استفاده شده بود. اما ولو در دنباله‌ی هف لایف توانست از تکنیک‌های رندرینگ بهبود یافته‌ی این انجین به نحو احسن و بسیار هوشمندانه استفاده کند تا وسعت و چگالی جهانِ بازی را گسترش دهد. همچنین این بار هر یک از شخصیت‌ها نیز میزان جزئیات بسیار بیشتری داشتند. ولو توانسته بود هنر و تکنولوژی پیشرفته را به بهترین شکل با هم ترکیب کند. چندین چهره‌ی آشنا هم مانند Barney Calhoun که در نسخه‌ی اول بازی یک محافظ امنیتی بود در این بازی وجود داشتند و تأثیر چشمگیری بر روی داستان داشتند.

بیشتر بخوانید :  Half-Life

می‌توان به جرئت گفت که یکی از ویژگی‌های به کار رفته در بازی که بارزترین و تأثیر گذار ترین پیشرفت تکنولوژیکی محسوب می‌شود استفاده از فیزیکِ داخل بازی (in-game physics) است. در آن زمان اکثر بازی‌هایی که از فیزیک در گیمپلی استفاده می‌کردند تنها در بخش‌های خاصی از بازی آن را به کار می‌بردند. در Half Life 2 درست مانند جهان واقعی همیشه فیزیک وجود داشت. همین امر باعث شده بود جهانِ این بازی حالتی غیر قابل پیش‌بینی و واقعی داشته باشد. ولو نه تنها از فیزیک برای روایت داستان استفاده کرده بود بلکه برخی از بخش‌های کلیدی گیمپلی نیز به وسیله‌ی همین فیزیک ممکن شده بودند. بازیکن با به پایان رساندن حدود یک سوم بازی سلاحی به نام تفنگ جاذبه (Gravity Gun) را به دست می‌آورد. این سلاح یکی از خلاقانه‌ترین چیزهای موجود در بازی می‌باشد که در نسخه‌ی اول آن وجود نداشت. تفنگ جاذبه بازی را به طور کلی دگرگون می‌کند و به بازیکن اجازه می‌دهد که از فیزیک پیچیده و پیشرفته‌ی به کار رفته در هف لایف 2 به نفع خودش استفاده کند. با این سلاح می‌توانستید اجسام مختلف را بلند کنید، در آن‌ها تغییر ایجاد کرده و یا آن‌ها را پرتاب کنید. استفاده از این سلاح بسیار لذت بخش بود و صحنه‌های حیرت انگیزی را برایتان به وجود می‌آورد.

بازی half life 2از زمانی که شرکت ولو تصمیم گرفت در همه جای بازی از فیزیک استفاده کند، این کار به عنوان یک سنت جا افتاده در صنعت بازی‌های ویدیویی مطرح شد و دیگر راه برگشتی هم وجود نداشت. عناوین AAA دیگری مانند Bioshock و Crysis سریع از این ایده الگوبرداری کردند و توانستند نتیجه‌ی خوبی هم دریافت کنند. امروزه بسیار عجیب است که یک بازی با بودجه‌ی ساخت بالا، از فیزیک استفاده نکند و این موضوع به امری عادی و معمول بدل گشته است. شاید دیدن چنین چیزی امروزه برای شما جذابیت خاصی نداشته باشد اما مطمئناً در آن زمان Half-Life 2 با پایه گذاری این سنت، انقلابی به پا کرده بود و همه را حیرت زده کرد.

محبوبیت و جذابیت گیمپلی Half Life 2 در سادگی آن خلاصه می‌شد. در نسخه‌ی اول این مجموعه شما در یک آزمایشگاه زیر زمینی به نام بلک مسا حضور داشتید اما در دنباله‌ی آن از همان ابتدا شما با یک حکومت دیکتاتوری که بعد از حمله‌ی نیرویی فرازمینی به زمین بر آن حاکم شده است، مواجه می‌شوید. بخش آغازین هف لایف 2 هم از لحاظ داستان سرایی و هم از لحاظ طراحی جهان یک شاهکار کلاسیک است. ولو توانسته است به خوبی اتفاقات وحشتناک بسیاری را از دیدگاه محدود اما فوق‌العاده پر جزئیات «گردون فریمن» به نمایش بگذارد. همین درگیری با موجودات ماورایی بود که مجموعه‌ی هف لایف را جذاب کرده بود و این ویژگی در نسخه‌ی دوم مجموعه نیز بیش از هر زمانی به چشم می‌خورد. طرفدارانی که منتظر دیدن ادامه‌ی داستان بودند نیز لازم نبود مدت زیادی صبر کنند. کمپانی ولو چندی بعد دو گسترش دهنده برای نسخه‌ی دوم با نام‌های اپیزود 1 و 2 منتشر کرد. این اپیزودها وقایع بعد از به پایان رسیدن هف لایف 2 را روایت می‌کردند و در واقع هر یک حکم یک کمپین کوتاه را داشتند و در آن‌ها به خوبی نشان داده شد که تنش‌های میان دکتر فریمن و Combine در حال بالا گرفتن است. طرفداران فکر می‌کردند که در واقع این دو اپیزود قرار است آن‌ها را برای نسخه‌ی سوم بازی آماده کند اما انتظار برای ساخته شدن این بازی هنوز هم ادامه دارد و شاید طرفداران این انتظار طاقت فرسا را با خود به گور ببرند.

بازی half life 2هر دوی این اپیزودها از طریق شبکه‌ی توزیع دارایی‌های دیجیتالی کمپانی ولو، یعنی شبکه‌ی استیم، در دسترس بازیکنان قرار گرفتند. این شبکه به بازیکنان اجازه می‌داد که بازی هف لایف را مستقیماً از منبع اصلی‌اش دانلود و تجربه کنند. در واقع در ابتدا هدف اصلی استیم تنها این بود که به روز رسانی‌های بازی‌های کمپانی ولو را در اختیار بازیکنان قرار دهد و Half Life 2 هم اولین عنوانی بود که تجربه‌ی آن نیازمند استفاده از استیم بود. اما با گذشت زمان هدف و کاربری استیم به آرامی تغییر کرد و این شبکه به یکی از مهم‌ترین و معروف‌ترین پلتفرم‌ها برای خرید بازی تبدیل شد. درست سال بعد از انتشار هف لایف 2، ولو شروع به مذاکره با شرکت‌های دیگری کرد تا بازی‌های دیگری را نیز بر روی این شبکه برای خرید قرار دهد. ولو با این کار به آرامی یک بازار دیجیتالی درست کرد. به لطف وجود محتوایی مثل Half-Life 2 و Counter-Strike در استیم، این شبکه نیازی به تبلیغ و معرفی نداشت. این دو بازی به قدری محبوب و پر طرفدار بودند که توانستند شبکه‌ی استیم را به چیزی که امروزه می‌شناسیم تبدیل کنند و رفته‌رفته استیم مساوی شد با پی سی گیمینگ. ولو توانست صنعت پی سی گیمینگ که در آن زمان از نظر بسیاری غیر قابل نفوذ بود را به طور کلی دگرگون کند. دسترسی به بازی‌های پی سی بسیار ساده شده بود و بسیاری هم به همین خاطر جذب آن شدند. مهم‌تر از همه این که این پلتفرم توانست به جایگاه خوبی برای تمام بازی‌های مستقل جدید و حتی عناوین AAA ای که بر روی پی سی منتشر می‌شدند تبدیل گردد. امروزه شبکه‌ی استیم در بین جامعه‌ی پی سی گیمر ها آن قدر جا افتاده و محبوب است که هنگامی که یک بازی AAA جدید در انحصار یکی از فروشگاه‌های دیجیتالی رقیب قرار می‌گیرد، همگی ابراز نارضایتی می‌کنند و اعتراض خود را اعلام می‌کنند. البته می‌توان گفت که تا مدت زیادی هیچ کس توان رقابت با استیم را نداشت اما به تازگی سازنده‌ی بازی فورتنایت، یعنی اپیک گیمز فروشگاه دیجیتالی اپیک را تأسیس کرده است و قصد دارد با انجام کارهایی مانند اعطای هر هفته یک بازی رایگان و انحصاری کردن بسیاری از بازی‌های پی سی برای خودش، طرفداران را به سمت خود جذب کند. ولو توانست این کار را تنها با استفاده از محبوبیت Half Life 2 انجام دهد.

بیشتر بخوانید :  Half-Life: Alyx

بازی half life 2البته اگر بخواهیم دقیق‌تر نگاه کنیم باید بگوییم که Half Life 2 تنها یکی از قدم‌هایی بود که کمپانی ولو برای توسعه‌ی دسترسی خود به صنعت پی سی گیمینگ و تأثیرش بر روی این صنعت، برداشت. درست است که این قدم بسیار قدم بزرگ و تأثیر گذاری بود اما دو هفته قبل از انتشار هف لایف 2، ولو بازی Counter-Strike: Source را منتشر کرد. این بازی دنباله‌ی ماد معروف Counter-Strike بود که جامعه‌ی پی سی بازان آنلاین عاشقش شده بودند و شهرت بسیار بسیار زیادی یافته بود. با خرید هف لایف 2 همچنین رمز دانلود Counter-Strike: Source هم در اختیارتان قرار می‌گرفت. یعنی با یک تیر می‌توانستید دو نشان بزنید. این بسته‌ی وسوسه کننده که دو عدد از مورد انتظارترین و محبوب‌ترین محصولات شرکت ولو را در خود جای داده بود به قدری ارزشمند بود که مقاومت در برابر آن برای طرفداران تقریباً غیر ممکن بود. توسعه دهندگان همچنین ابزار انجین سورس را نیز در اختیار مخاطبان قرار دادند و با این کار دست ماد سازان را برای طراحی و ساخت مادهای متنوع باز گذاشتند.

در سال 2004 Half-Life 2 به یک قالب کلی برای بازی‌های AAA داستان محور تک نفره تبدیل شد و عناوین بسیاری دقبقا با همین قالب ساخته شدند. این سال همچنین سال شروع درخشش ولو به عنوان یکی از توسعه دهندگان بسیار حرفه‌ای و با کلاس بود. بعد از انتشار دو عنوان Portal و Team Fortress 2 در سال 2007، این توسعه دهنده یکی از عناوین co-op خود که به طرز دیوانه‌واری معروف شد را منتشر شد. این بازی یک شوتر زامبی کشی به نام Left 4 Dead بود و توانست مخاطبان بسیار زیادی را هم بر روی پی سی و هم بر روی کنسول‌ها به سمت خود جذب کند. هر چند متأسفانه این رویه در دهه‌ی 2010 تغییر کرد و ولو تصمیم گرفت تمرکزش را بیشتر بر روی کسب و کار استیم قرار دهد و تولیدات خود در صنعت گیم را کاهش داد.

بازی half life 2Half-Life 2 هم از لحاظ تکنیکی و هم از لحاظ خلاقیت برای ولو یک پیروزی به تمام معنا حساب می‌شد و همین پیروزی بود که ولو را در مسیری که در سال‌های آینده طی کرد، قرار داد. متأسفانه بعد از موفقیت عظیم ولو، تصمیم این شرکت برای کناره گیری از توسعه‌ی بازی‌های ویدیویی و تمرکز بر روی استیم باعث شد که گردون فریمن و دیلم نمادین او نیز رفته‌رفته به دست فراموشی سپرده شوند و امید طرفداران به ادامه‌ی این مجموعه تقریباً صفر باشد. برای درک بهتر موضوع این را هم باید یادآوری کنیم که از زمان انتشار اپیزود دوم هف لایف 2 تا زمان نوشته شدن این مقاله، 4 برابر زمانی که ولو بعد از توسعه‌ی هف لایف 1، نسخه‌ی دوم آن را منتشر کرد گذشته است. مطمئناً پایان اپیزود دوم بازی همه‌ی طرفداران را انگشت به دهان و منتظر نگه داشت اما این انتظار شاید هیچ‌گاه پایان نیابد. حتی اگر هم هف لایف 3 ساخته شود، کمپانی ولو امروزه نسبت به دهه‌ی 2000 یک شرکت کاملاً متفاوت است و بسیاری از اعضای کلیدی و خلاق آن مانند Marc Laidlaw, Chet Faliszek, Viktor Antonov این کمپانی را ترک کرده‌اند و در جاهای دیگری مشغول کارند.

بیشتر بخوانید :  Half Life: Alyx - معرفی بازی سبب افزایش فروش Valve Index شده است

می‌توان گفت که از جهات بسیاری مجموعه‌ی هف لایف قربانی موفقیت فوق‌العاده‌ی کمپانی ولو، بعد از انتشار Half Life 2 و شروع به کار شبکه‌ی استیم شد. صرف نظر از تغییرات ناگهانی و بسیاری که برای این کمپانی به وجود آمد، تلاش‌های بسیاری برای توسعه‌ی یک دنباله‌ی مناسب برای این مجموعه صورت گرفت. مثلاً یکی از آن‌ها تلاش برای توسعه‌ی یک اپیزود جدید به دست استودیوی سازنده‌ی بازی Dishonored یعنی آرکین استودیوز بود که در آن قرار بود بار دیگر به یکی از به یاد ماندنی‌ترین مکان‌های موجود در هف لایف 2، Ravenholm، برگردیم. متأسفانه این تلاش‌ها هیچ یک به ثمر ننشستند و با شکست مواجه شدند. در سال 2017 نویسنده‌ی سابق مجموعه‌ی هف لایف یعنی Marc Laidlaw یک متن تجدید نظر شده از داستان یکی از همین تلاش‌هایی که قرار بود به دنباله‌ی هف لایف منتهی شود را در اینترنت پست کرد و باعث شد که حدس و گمان‌های بسیاری در بین طرفداران به وجود بیاید که چه چیزی در راه است.

بازی half life 2درست است که با خواندن این متن می‌توان ادامه‌ی داستان دکتر فریمن و چگونگی پایان یافتن آن را فهمید اما تا زمانی که این داستان در قالب یک بازی ویدیویی به بازیکنان ارائه نشده است به نظر می‌رسد که مجموعه‌ی هف لایف ناقص و ناتمام باقی مانده است. چیزی که در این مجموعه بیش از داستان اهمیت دارد اما شیوه‌ی روایت آن است. مطمئناً خواندن یک متن به هیچ وجه با شیوه‌ی روایتی که در نسخه‌های قبلی هف لایف دیده بودیم قابل مقایسه نیست. ولو توانسته بود به گونه‌ای از پتانسیل نهفته‌ی بازی‌های ویدیویی برای روایت داستان استفاده کند که در بستر هیچ رسانه‌ی دیگری ممکن نبود. بازیکن در هر لحظه‌ی بازی کنترل گوردون فریمن را به دست داشت و داستان در همین حین جلوی چشمش اتفاق می‌افتاد. حتی می‌توانستید به آن توجهی نکنید، البته میزان انگیزه‌ای که در شما برای فهمیدن داستان ایجاد می‌شد تقریباً این کار را غیر ممکن می‌کرد. در هر صورت روایت داستان به گونه‌ای بود که شما باید به دنبال آن می‌رفتید نه این که مانند سایر بازی‌های آن زمان، داستان در بخش‌هایی سینمایی به نام کاتسین به شما تقدیم شود. این شیوه‌ی روایت داستان تأکید زیادی بر روی گیمپلی داشت و به صورت مداوم به شما یاد آوری می‌کرد که با یک بازی ویدیویی طرف هستید، نه فیلم یا… صحبت نکردن شخصیت اصلی نیز تأثیر بیشتری در درگیر کردن بازیکن داشت و واقعاً شما فکر می‌کردید که خودتان وارد جهان هف لایف شده‌اید.

هر زمانی که صحبت از یک دنباله‌ی درست و حسابی برای Half Life 2 می‌شود معمولاً به شایعات و اخبار بی پایه و اساس اینترنتی درباره‌ی این که چه بلایی بر سر مجموعه‌ی هف لایف آمد یا این که امکان داشت چه اتفاقاتی برای این مجموعه رخ دهد، می‌رسیم. حتی بعضی از طرفداران آن قدر مشتاق و منتظر دنباله‌ی این مجموعه بودند که تصمیم گرفتند خودشان ادامه‌ی بازی را بسازند! مطمئناً هف لایف 2 یک جهش بسیار بزرگ برای بازی‌های AAA محسوب می‌شد و واقعاً مایه‌ی تأسف است که نسخه‌ی سوم این مجموعه هیچ گاه ساخته نشد. اگر این اتفاق رخ می‌داد مطمئناً باری دیگر شاهد ایجاد جهشی عظیم در صنعت گیم می‌شدیم.

اگر به تاریخچه‌ی Half Life 2 بنگریم می‌بینیم که این عنوان مثالی بی نقص از یک بازی پی سی تمام و کمال است. این بازی درست مانند نسخه‌ی پیشینش به بازیکن اجازه می‌دهد که رؤیای کمپانی ولو از یک عنوان AAA عالی را تجربه کند و به آنان می‌فهماند که یک بازی مدرن با کیفیت چیست. با این که سال‌های زیادی از انتشار این بازی گذشته است اما هنوز هم تجربه‌ی آن می‌تواند برایتان لذت بخش باشد. در ابتدای این مقاله گفته بودیم که لزوماً عناوین ذکر شده در این مجموعه مقالات بهترین بازی‌های قرن نیستند و لازم نیست همین حالا آن‌ها را تجربه کنید اما شاید این گفته‌ها در مورد Half-Life 2 صحیح نباشد. به طور کلی هم برای کمپانی ولو و هم برای جامعه‌ی گیمران، غیاب مجموعه‌ی هف لایف یک خلأ بسیار بزرگ و محسوسی را در فرهنگ گیمینگ ایجاد کرده است و هیچ چیز جز هف لایف 3 نمی‌تواند این خلأ را پر کند. ممکن است دیگر هیچ گاه گردون فریمن و دیلمش را نبینیم اما مطمئناً تأثیر این مجموعه بر روی صنعت گیم و تغییراتی که این مجموعه بر روی بازی‌های AAA آینده ایجاد کرد، هنوز و تا ابد حس می‌شود.

نظر شما چیست؟ برای مطالعه سایر مقالات این مجموعه می‌توانید به این لینک مراجعه کنید.

دیدگاه کاربران

2 دیدگاه
مصطفی صفاپور

با سلام. نقد فوق العاده ای بود. حقا که تا الان هم که نزدیک به ۳۰ سال از ساخت اون بازی گذشته، هنوز هم جذابیتش رو داره. واقعا یادمه در دورانی که بار اول بازیش کردم، شیفته و مجذوب داستانِ سلطه گریزی مردم از نظام دیکتاتوریش شدم.

رضا

سپاس از شما دوست گرامی بابت نقد بی نظیرتون منم ارزوم اینه یک بار دیگه گوردون دیلمشون دستش بگیره و نسخه سومش بیاد بهترین بازی بود زمان خودش از هر نظر و چیزی که منو شیفته خودش کرده داستان بی مانندش بود یک جهان سپاس

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Novinspot
`